روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠١٦ - روزشمار جنگ جمعه ٣ مهر ١٣٦٠٢٦ ذیقعده ١٤٠١ ٢٥ سپتامبر ١٩٨١
در زیر و اطراف دو پل قصبه و حفار ایجاد می شد، علاوه بر قطع راه تدارکاتی دشمن، موجب می شد آنها با مشکل دیدبانی مواجه شده و نتوانند صبح روز عملیات نیروهای ایرانی در این سوی رودخانه را زیر آتش بگیرند. به این منظور، با احداث لوله، نفت سیاه به٣٠٠ متری حاشیه رودخانه منتقل و سپس با حفر کانال در فاصله میان لوله ها تا رودخانه امکان سرازیرشدن آن به داخل رودخانه فراهم شد.[١]
علی اسحاقی مسئول اطلاعات محور دارخوین جزئیات این طرح را این گونه شرح داده است:
«یک مأموریت این بود که سطح کارون هم زمان با شب عملیات آغشته به نفت شود و آتش بگیرد. این هم یک طرح ویژه ای بود که به عهده سپاه دارخوین و انجام آن با تخریب کار مهندسی و رساندن لوله نفت به منطقه با بچه های شرکت نفت بود. حسن باقری هماهنگ کرده بود و خودش هم مسئول پیگیری زمان و شرایط استفاده از آن بود. نیروهای شرکت نفت حفاری کردند لوله عظیمی را آماده کردند و یک شب قبل از عملیات این نفت روی کارون آزاد بود، یک لایه نفت کاملاً روی کارون را تا نزدیک های آبادان گرفته بود. لوله از محمدیه می رفت و محمدیه تا جاده نزدیک ترین جا به رودخانه بود. از جایی که نفت وارد رودخانه می شد، تا پل حدود ٣ کیلومتر فاصله بود. این مأموریت هم زمان با عملیات انجام شد. ما درضمن اینکه درحین عملیات کار می کردیم اطلاعات و اخبار آن طرف کارون را هم شنود می کردیم. ازجمله آتش گرفتن رودخانه، [وقتی نفت روی آب آتش گرفت][٢] عراقی ها می گفتند که رودخانه آتش گرفته، اما فرماندهانشان می گفتند یعنی چی؟ مگر امکان دارد که رودخانه آتش بگیرد؟ مگر دیوانه شده اید؟ و این طرف [شرق کارون] می گفتند شما بیایید ببینید اینجا چه خبر است؟ خیلی از عراقی ها هم در آب پریدند. اینها فکر می کردند مثلاً از زیر آب می توانند از آتش عبور کنند ولی نتوانستند چون سطح آب گرم و دما زیاد بود، آتش می گرفتند این عملیات ویژه اطلاعاتی را هم ما انجام دادیم.»[٣]
همچنین جعفر اسدی از فرماندهان صحنه نبرد عملیات ثامن الائمه(ع) دراین باره می گوید: نفتی که در رودخانه کارون جاری شد از پالایشگاه آبادان پمپاژ شد و یکی از نیروهای شرکت نفت رفت توی تانک فارم و در نفت شنا کرد، آنجا شیرهایی که باید نفت را پمپاژ می کردند را باز کرد.[٤]
ضمیمه گزارش٩١٣: مشروح عملیات کمین نیروهای خودی در مسیر تردد گروه گشتی شناسایی عراق به روایت علی اسحاقی (مسئول اطلاعات محور دارخوین)
علی اسحاقی مسئول اطلاعات محور دارخوین در زمان اجرای عملیات ثامن الائمه(ع) درمورد چگونگی این ماجرا می گوید: «در حین اینکه بچه ها کار شنود انجام می دادند، متوجه شدیم که یک واحد نظامی از عراقی ها وارد منطقه شده و درحال نزدیک شدن به واحدهای نظامی ما است. تعقیب کردیم متوجه شدیم از چه منطقه ای دارد وارد می شود. خود من آمدم، رفتم آن منطقه را شناسایی کردم، چیزی حدود ٨، ٩ کیلومتر ما تو عمق هور [شادگان] می رفتیم تا نزدیک می شدیم به این محلی که عراقی ها می آمدند. یعنی ما تا سینه داخل باتلاق حرکت می کردیم، می رفتیم این منطقه را دور می زدیم، می رسیدیم به یک کانال خشکی بود که این کانال خشک به خط عراقی ها منتهی می شد. عراقی ها از خط خودشان که بالا می آمدند، وارد این کانال خشک می شدند و می رسیدند به جایی که از آنجا ما را مراقبت می کردند. ما چون عملیات خاک برداری و خاکریز و سنگر درست کردن و موضع درست کردن برای تانک و تقویت منطقه انجام می دادیم، عراقی ها حساس شده بودند. اینها هم مراقبت های ویژه خودشان را گذاشته بودند و منطقه را شناسایی می کردند.
گزارش پیشرفت آن واحد عراقی ها که می آمد جلو را من بردم به پایگاه منتظران شهادت در گلف و آخرین وضعیت اطلاعاتی منطقه را هم گزارش کردم. دو شب دیگر تا عملیات فاصله زمانی نداشتیم یعنی پس فردا باید عملیات ثامن الائمه(ع) انجام می گرفت. آقای [رحیم] صفوی و [حسن] باقری گفتند؛ آقای اسحاقی کاری که شما با شنود و هم با بچه های اطلاعاتتان انجام دادید، کار بسیار خوبی است و با این اطلاعات، ما هم اقناع می شویم. اما برای اینکه این اطلاعات صددرصد بشود برای ما، ای کاش ما یک اسیر داشتیم. گفتم خب اگر خدا بخواهد ما
[١] سند شماره ٢١٧٦١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
[٢] دقایقی پس از بازکردن لوله های نفت و جاری شدن آن روی رود کارون به علت اصابت یک گلوله توپ نفت زودتر از زمان پیش بینی شده مشتعل شد.
[٣] تاریخ شفاهی سردار علی اسحاقی، (منتشرنشده)، ١٠/٣/١٣٩١.
[٤] تاریخ شفاهی سردار سرلشکر دکتر محسن رضایی (منتشرنشده)، ٢٠/٩/١٣٩١.