روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٧١ - روزشمار جنگ دوشنبه ٩ شهریور ١٣٦٠ ١ ذیقعده ١٤٠١ ٣١ اوت ١٩٨١
کاندیدای سازمان مجاهدین خلق [منافقین] برای نمایندگی مجلس از اسلام آباد غرب بود.[١]
همسر کشمیری که دختردایی اش بود به نام مینو دلنواز هم زمان با انفجار نخست وزیری، توسط عوامل سازمان از محل سکونت خود به یک خانه تیمی انتقال داده شد و ازطریق مرز زمینی عراق یا ترکیه به خارج از کشور گریخت.
سرهنگ محمدمهدی کتیبه درمورد چگونگی نفوذ کشمیری و خصوصیات وی چنین گفته است: در اواخر سال ١٣٥٧، ازطرف نخست وزیری، عده ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور کردند. ازجمله این افراد آقای کشمیری بود که با دست خط رسمی رئیس دفتر نخست وزیر وقت [مهندس بازرگان] به ارتش معرفی شده بود تا حفاظت از اسناد و مدارک نیروهای هوایی را بر عهده بگیرد. (رئیس دفتر نخست وزیری آقای حلیمی بود.) بدین ترتیب ایشان [کشمیری] کلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی، ضداطلاعات و حفاظت اطلاعات آن نیرو را در اختیار گرفت. ایشان تا کمی قبل از انفجار دفتر نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رضوی و آقای داداشی - که آنها هم از نخست وزیری معرفی نامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضداطلاعاتی انجام می دادند - همکاری داشت. ... آقای کشمیری به این صورت وارد تشکیلات نظامی گردید و بعد از مدتی، کارش را در نیروی هوایی رها کرد و به شورای امنیت رفت. ... قیافه حق به جانبی داشت، با ریش محرابی قشنگ و صورت سرخ و سفید موجه که هرکس ایشان را می دید، فکر می کرد حتی نماز شبش ترک نمی شود.
مطابق اطلاعات برخی از کارشناسان و مسئولان ذی ربط در زمان نفوذ کشمیری به ارتش، وی از اختیارات ویژه ای در رفت وآمد آزادانه به محل بایگانی اسناد طبقه بندی شده برخوردار بوده و پرونده های سری مربوط به پروژه های حساس امریکایی ها در نیروی هوایی زمان شاه مانند پروژه HB یا IBEX توسط وی مورد دستبرد واقع شده بود. همچنین در سال ٦١ توسط یکی از نمایندگان مجلس افشا شد که یک بار در گذشته کشمیری به هنگام انتقال اسناد سری در داخل کیف شخصی اش توسط یکی از افسران نیروی هوایی بازداشت شده بود، ولی به دستور باقری[٢]^ فرمانده وقت نیروی هوایی، رها می شود.
خلاصه زندگینامه کشمیری و طرح انفجار در نخست وزیری در کتاب خاطرات حجت الاسلام ری شهری اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، به شرح ذیل می باشد:
مسعود کشمیری فرزند سعید، با شماره شناسنامه ٤٠١، متولد ١٣٢٩ از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود که از تاریخ ٢٣/٥/١٣٥١ تا اوخر سال ١٣٥٣، با قراردادهای شش ماهه، به عنوان کارآموز در وزارت کار و امور اجتماعی شاغل بوده است.
وی قبل از پیروزی انقلاب، در یک شرکت خارجی [انگلیسی] کار می کرد و با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجیان به کشورشان، شرکت مذکور منحل [گردید] و بنا به اظهارات خودش پس از پیروزی انقلاب، در جهاد سازندگی کار می کرده است. وی قبل از انقلاب توسط پسردایی خود معدوم ابوالفضل دلنواز (برادر همسرش)، جذب منافقین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از منافقین حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حمایت از نظام را یافت. مدتی در نیروی هوایی، سپس در رکن٢ ارتش جمهوری اسلامی و همچنین در دفتر نخست وزیری، شاغل می شود و تا دبیری شورای امنیت ملی ارتقای شغلی پیدا می کند. بعد از انفجار دفتر نخست وزیری، از بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر
[١] وی در ٣٠ آذر ١٣٦٠ در یک درگیری مسلحانه در تهران کشته شد.
[٢] ^ سرلشکر امیربهمن باقری، فرمانده نیروی هوایی تا سال ١٣٥٩، از افراد مورد اعتماد بنی صدر بود که در حمله نظامی امریکا به طبس به اتهام همکاری با امریکایی ها مدتی بازداشت و در دادگاه انقلاب محکوم شد.