روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٥٤ - روزشمار جنگ یکشنبه ١ شهریور ١٣٦٠ ٢٢ شوال ١٤٠١ ٢٣ اوت ١٩٨١
از سوی دیگر، بنی صدر که در خیال خود حمایت توده های سازمان نیافته را پشت سر داشت، برای ازمیان برداشتن خط امام که تشکیلات انقلابی را کلاً در اختیار داشت، خود را نیازمند به حمایت گروه های منسجم و پرتلاشی چون مجاهدین خلق یافت و سعی کرد در نقش رئیس جمهوری قانونی، همه گروه ها را زیر چتر خود درآورده و به قول خودش ضمن اینکه رئیس جمهور است، رهبری مخالفان را هم به عهده بگیرد. مجاهدین خلق که با عنوان استفاده از پایگاه مردمی بنی صدر و به دست گرفتن رهبری وارد گود شده بودند، به عکس توده های هوادار، خود را دراختیار لیبرالیسم قرار دادند و با گذشت زمان، از سوسیالیسم ادعائی، به نوعی سوسیال دمکراسی مبتذل رسیدند.
سازمان مجاهدین خلق که ابتدای پیروزی انقلاب به روس ها تکیه داشت، وقتی می بیند که باوجود موقعیت اجتماعی نسبتاً نیرومند و داشتن نفوذ فراوان در دولت موقت و عدم حاکمیت خط امام، دستگیری و زندانی شدن سعادتی به دلیل ارتباط با عناصر روسی نه تنها عکس العملی در مردم ایجاد نکرد، بلکه یک قدم سازمان را از مردم دورتر کرد، به این تحلیل دست می یابد که غرب در ایران خیلی قوی است؛ پس فقط ازاین طریق می توان و باید به قدرت رسید. [سازمان می کوشد تا القا کند که] این جبهه درحال حاضر، قوی ترین نیرویی است که امریکا می تواند روی آن حساب کند. تمام عناصری که بالقوه و بالفعل در خدمت امریکا قرار دارند، از این جبهه بوی خوش به مشامشان می رسد.
بنی صدر در مصاحبه ای با سندی تایمز می گوید: "در ایران توسط شش گروه مسلح، نمایندگان [آیت الله] خمینی در سطح کشور ترور خواهند شد و وقتی بحران به مرحله لازم رسید، ارتش وارد عمل شده و از من برای بازگشت دعوت به عمل خواهد آمد." البته این یک ناشیگری از بنی صدر بود که مسلماً رجوی راضی به ایراد چنین سخنانی نبوده است و برای همین فردای آن روز کل مصاحبه تکذیب می شود بدون اینکه درباره موضوعات مصاحبه حرفی زده شود. درحقیقت، بنی صدر خوابی را که امریکا دیده بود که در مدت زمانی که ترورها و انفجارات اثر خود را بکند مجاهدین و سلطنت طلب ها و خود بنی صدر باید سعی کنند در داخل ارتش تشکیلاتی را سامان بدهند که با اتکا و حمایت امریکا بتواند کاری در داخل ارتش بکند، با دستپاچگی این موضوع را لو داده بود، به خلاف روزهای اول قرار که با ناشیگری مدام تکرار می کرد که ارتش کودتا نخواهد کرد و یا اینکه من به کودتا اعتقادی ندارم و...
... امریکا به دلایلی چند، این بار از فرانسه امپریالیست به عنوان یک همدست و یک جانشین استفاده کرده است و این انتخاب از دید امریکا فواید زیر را دارد:
١. بنی صدر هوادار نظریه سه جهانی و استقلال اروپا از امریکا و اتحاد با اروپا است و حرکت مستقیماً زیر نظر امریکا به وجهه او ضربه خواهد زد؛ درحالی که درمورد فرانسه نه تنها چنین نیست، بلکه باتوجه به سخنان بنی صدر در انتخاب میتران و اظهار شادی او از این انتخاب، فرانسه کشور مناسبی ازنظر بنی صدری هاست.
٢. مجاهدین خلق پس از آن همه شعار ضدامریکایی دادن، اکنون راحت تر می توانند به هواداران بقبولانند که این فرانسه یک فرانسه سوسیالیست است و بنابراین، آن قدر مترقی هست که ما بتوانیم به طور مرحله ای با آن کنار بیاییم.
٣. سایر نیروهای تشکیل دهنده جبهه هیچ کدام مخالفتی نداشته و غالباً مشتاق قضیه نیز هستند.
قبلاً هم (در زمان دولت موقت) امریکا اظهار کرده بود که باتوجه به حساسیت ضدامریکایی که در مردم ایران وجود دارد، امریکا بی میل نیست که به جای خود، یک کشور نظیر فرانسه را در ایران ببیند تا بعدها که اوضاع بهتر بشود و زمینه ورود مجدداً آماده بگردد.
بنابراین، امریکا مقدمات سفر بنی صدر، رجوی، معزی [را] که هرکدام سمبلی از جریانات درون جبهه هستند، با هماهنگی کشورهای مسیر که اعضای "ناتو" هم هستند و فرانسه فراهم می کند و این گروه با عبور راحت و بی دردسر از آسمان چندین کشور، در یک فرودگاه نظامی فرانسوی در جوار پاریس پیاده می شوند. ...