روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٥٦ - روزشمار جنگ یکشنبه ١ شهریور ١٣٦٠ ٢٢ شوال ١٤٠١ ٢٣ اوت ١٩٨١
داده اند." و از طرف دیگر می نویسد: "عامل دیگری که در ایجاد جو خشونت و ناآرامی ها بسیار مؤثر است، گرایش قشری و تنگ نظرانه برخی محافل جمهوری اسلامی است؛ گرایش هایی که به جای تلاش در استقرار و رعایت قانون اساسی حقوق فردی و اجتماعی مردم را زیر پا گذاشته و عملاً از تقابل با نیروهای سیاسی استقبال می کند." که بدین وسیله سعی می کند مشروعیت دادگاه ها را زیر سؤال بکشد و در آخر مقاله می نویسد: "از جمهوری اسلامی ایران می خواهیم این روش های خشونت آمیز را که ادامه آن ایران را به همان راهی سوق خواهد داد که دشمنان انقلاب و در رأس همه آنان امپریالیسم امریکا بخواهد، متوقف کند." سازمان سعی می کند تروریسم را در مقابل اعدام ها طبیعی جلوه دهد؛ به این منظور، رقیه دانشگری[١] در مصاحبه خود در نشریه کار شماره ١٢٠ می گوید: "چنین اعدام هایی نمی تواند نتیجه ای جز گسترش تروریسم - القای بی ثباتی - دامن زدن به خشونت و... داشته باشد."
اکثریت سعی کرده ابتدا سازمان مجاهدین خلق را نصیحت و ارشاد کند و به مردم امید بدهد که اینها امکان بازگشت دارند؛ به عنوان مثال، در کار ١١٧ در سرمقاله "در انتخابات ریاست جمهوری فعالانه شرکت کنیم" می نویسد: "سازمان ما به نوبه خود انتخابات ریاست جمهوری را فرصتی می داند که مجاهدین خلق با شرکت در آن راهی را که می روند تصحیح نمایند." اما در این اواخر، اکثریت حمله خودش را نسبت به سازمان بیشتر کرده و جناحی از سازمان را مسئول این انحرافات دانسته و شدیداً به مسعود رجوی و خیابانی حمله کرده است. فتاپور[٢] در مصاحبه اخیر خود در کار ١٢٠ درباره سازمان مجاهدین می گوید: "بارها از آنها خواستم که مسائل را به طور بی پرده با یکدیگر به هرگونه که مایل باشند به بحث بگذاریم، اما منافع باند قدرت طلب رجوی - خیابانی اجازه نمی داد تا حقایق به گوش هزاران هوادار صادق سازمان برسد." یا در جای دیگر همین مصاحبه می گوید: "اما متأسفانه علی رغم همه این هشدارها و اخطارهای دوستانه، رهبری مجاهدین سرمست از نیروی تصنعی و غیرواقعی که فکر می کرد متشکل نموده، تنها نوک بینی خود را دید برای آقای رجوی و شرکایش تنها این مهم بود که روزبه روز، تعداد هواداران سازمان افزوده می شود و ایشان به صندلی قدرت نزدیک تر می گردند. ...
امروز دیگر حتی یک هوادار ساده دل هم نمی تواند انکار کند که رهبری مجاهدین خلق به سرکردگی رجوی - خیابانی در کنار نیروهای بورژوازی و در کنار امپریالیسم به سرکردگی امریکا قرار گرفته اند. امروز دیگر برای دیدن سقوط سازمان مجاهدین خلق، برای قبول شکست قطعی و فرجام تلخ این سازمان به دلیل رهبری خیانتکارانه رجوی - خیابانی به چشمان تیزبین احتیاج نیست و هر فرد کم آگاهی هم می تواند آشکارا آن را رؤیت کند." اکثریت، رهبران مجاهدین مخصوصاً رجوی و خیابانی را همگام با امریکا می داند و هواداران سازمان مجاهدین را به طردکردن رجوی و خیابانی و باند طرف دار امریکای سازمان دعوت می کند و دراین باره می گوید: "ولی هیچ کدام اینها (حرکت های قشریون در تسریع بروز انحرافات رهبری مجاهدین) نه می تواند توجیه گر خیانت های رهبری مجاهدین خلق نسبت به آرمان های اولیه سازمان و نسبت به هزاران نوجوانی باشد که می توانستند و می توانند خدمتگزار واقعی انقلاب باشند و نه می تواند و باید که نیروهای صادق مجاهدین خلق را از تلاش در راه طرد این باند خیانتکار باز دارد.
رقیه دانشگری نیز در مصاحبه خود در کار ١٢٠ به رجوی و خیابانی به شدت حمله می کند و می گوید: "گروه رجوی - خیابانی با خیال واهی کسب قدرت عملاً سازمان مجاهدین را به نیروی ضربتی ضدانقلاب و لیبرال مبدل ساخت."
اکثریت با حمله به جناح غرب گرای سازمان (رجوی و خیابانی) و امیددادن به مردم به اینکه مجاهدین از راه کج خود بازمی گردند و طرف دار انقلاب می شوند و با تشویق هواداران سازمان مبنی بر طرد رجوی و
[١] عضو کمیته مرکزی سازمان فداییان خلق (اکثریت) و همسر علیرضا اکبری عضو کمیته مرکزی و عضو هیئت سیاسی سازمان.
[٢] از اعضای اصلی سازمان.