روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٩ - روزشمار جنگ یکشنبه٤ مرداد ١٣٦٠ ٢٤ رمضان ١٤٠١ ٢٦ ژوئیه ١٩٨١
نشان دادن متن تلگرام، به او دستور داد که فوراً با رابط خود در سازمان مجاهدین خلق تماس بگیرد. کوزیچکین، که در اتاق رئیس شعبه PI حضور داشته، به عنوان یک شاهد عینی، مکالمه مزبور را در خاطرات خود نقل کرده است. وی می نویسد: «فیسینکو، در پاسخ به دستور کازانکین، گفت: "همین الآن به شهر می روم و بعد از بررسی اوضاع، برای پرهیز از تعقیب و مراقبت، تلفنی با رابطم تماس می گیرم." ولی کازانکین، که تصمیم فیسینکو را نمی پسندید، با لحنی هیجان زده به او پاسخ داد:"این کار جز وقت تلف کردن بیهوده، نتیجه ای ندارد، فوراً از همین سفارتخانه به او تلفن کن." فیسینکو امتناع کرد و گفت:"ولی این کار خطرناک است!" در جواب او، کازانکین - مصرانه - دستور داد: "هیچ خطری ندارد؛ ساواک از بین رفته، هیچ کس به تلفن های ما گوش نخواهد داد. همین الآن از سفارتخانه به رابطت تلفن کن."
فیسینکو، که چاره دیگری نداشت، از همان جا با رابط خود تماس گرفت و بعد از آنکه مطلب را به طور مختصر در میان گذاشت، با او قرار ملاقاتی ترتیب داد.»
رابط فیسینکو شخصی بود به نام سعادتی که یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق محسوب می شد. قرار ملاقاتشان را نیز در یکی از خانه های امن مجاهدین گذاشتند.[١]
نیروهای اطلاعاتی - امنیتی جمهوری نوپای اسلامی، از چندی قبل، ارتباطات مشکوک با عوامل سازمان جاسوسی شوروی را به دقت زیر نظر داشتند. کوزیچکین چگونگی دستگیری سعادتی را به نقل از فیسینکو [این طور] بیان می کند:
«در روز موعود، فیسینکو به همراه یکی از مأموران رزیدنسی به نام علی اف و راننده عملیاتی رزیدنسی عازم محل ملاقات شد. پس از کمی تفحص و بررسی اوضاع ازنظر مراقبتی، اتومبیل آنها - که پلاک سیاسی داشته است - یک کوچه پایین تر از محل ملاقات توقف کرد. فیسینکو به اتفاق راننده از اتومبیل پیاده شدند و به سمت ساختمان مورد نظر به راه افتادند و علی اف در خیابان روبه روی محل ملاقات به مراقبت پرداخت تا چنانچه خطری پیش آمد، به فیسینکو علامت دهد.
همه چیز آرام و طبیعی بود. فیسینکو زنگ در ساختمان را به صدا درآورد. در باز شد و او وارد راهرو گردید و سپس زنگ در آپارتمان طبقه همکف (همان محل ملاقات) را فشار داد. در بلافاصله باز شد. فیسینکو با ورود به داخل سالن مورد نظر، محمدرضا سعادتی را - ایستاده - پشت میزش مشاهده کرد؛ با قیافه رنگ پریده همیشگی اش. یک پرونده قطور نیز روی میز مشاهده می شد. در این موقع، درِ پشت سر فیسینکو به شدت بسته شد و زمانی که او برگشت تا علت را دریابد، با چهار مرد مسلح مواجه شد که به سوی او و سعادتی نشانه رفته اند. یکی از آن چهار مرد به سوی فیسینکو آمد و درحالی که سلاح کمری اش را روی سینه او فشار داد، از وی خواست که خود را معرفی کند.
فیسینکو در آغاز، خود را به نفهمی زده، چنین وانمود کرد که ساختمان را عوضی گرفته و اشتباهی وارد شده است، ولی مرد مسلح، به نام او را صدا زد و اظهار داشت می داند که وی برای به دست آوردن پرونده روی میز بدان جا آمده است. جای انکاری باقی نماند، فیسینکو مصونیت سیاسی اش را عنوان کرد.
مأموران از بازداشت فیسینکو خودداری کردند و وی را همراه سه نفر مأمور دیگر سفارت شوروی مجبور به خروج از محل نمودند.»
قسمت هایی از گزارش چگونگی دستگیری و بازپرسی سعادتی توسط مأموران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دادستانی انقلاب، به این شرح است:
[١] افراد این خانه واقع در خیابان دیبا (حوالی هفت تیر) و منشعب از خیابان سهروردی و شهید مفتح در پوشش یک شرکت صنعتی به نام "نولکو" فعالیت می کردند.