روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٥٤ - روزشمار جنگ سه شنبه ٦ مرداد ١٣٦٠ ٢٦ رمضان ١٤٠١ ٢٨ ژوئیه ١٩٨١
برادران، بورژوازی از یک طرف و اپورتونیسم چپ ازطرف دیگر، چنان جو تبلیغاتی را فراهم کردند که ما را به دنبال خودشان کشاندند، به طوری که ما مجبور شدیم که از خود در مقابل اپورتونیسم چپ دفاع کنیم که
"ناپی گیر" نیستیم و "انقلابی" هستیم. موضع قاطعی در قبال اپورتونیسم چپ نگرفتیم. ما در قبال ماجرا جویی های آنها پاسخ قاطع ندادیم. برادران، من اکنون فکر می کنم که خط اصولی و صحیح، دفاع و تقویت مواضع ضدامپریالیستی رژیم حاکم است و مقابله و تضعیف آن در این مواضع، اپورتونیسم چپ است. ما از ابتدا چنین اصولی را تبلیغ می کردیم و نیروها را دعوت می کردیم که دست از چپ روی و ماجراجویی بردارند و مواضع ضدامپریالیستی رژیم حاکم را تقویت کنند و حتی در [حوادث] گنبد توصیه می کنیم که تمامی دفاتر خود را تعطیل کنند. ولی خودمان به طور خودبه خودی تحت تأثیر جو فشار تبلیغاتی حاصل از بورژوازی و خرده بورژوازی مرفه از یک طرف و اپورتونیسم چپ از طرف دیگر، این اصول را نادیده گرفتیم. برادران، خصایل ضدامپریالیستی را که ما از برای رژیم ترسیم می کردیم، از آن جناح لیبرال ما نبود، چراکه خود بهتر می دانستیم که لیبرال ها هیچ توان درک امپریالیسم و خطر آن را ندارند، این خصایل را ما در جناح دیگر جست و جو می کردیم و برادران، خیلی صریح بگویم، من این خصایل را هنوز مشاهده می کنم و آن را به شدت قابل تقویت می بینم. برادران عزیز، ما احتیاج به یک تجدیدنظر اساسی در خط مشی مان داریم. ما با نیرویی که در سطح جامعه در اختیار داریم، می توانیم با چرخشی اصولی و تاریخی فضای تیره و دشمن شادکن میهنمان را دگرگون کنیم و آن را به محیطی سرشار از شادی، تلاش، سازندگی و محبت [تبدیل] نماییم. برادران، تاریخ درمورد ما قضاوت خواهد کرد. مبادا که فردای تاریخ، قسمتی از مسئولیت شکست را ما بر دوش بکشیم.
عزیزان، ما یک بار دچار غرور سازمانی شده ایم و نتیجه تلخ آن را نیز چشیده ایم. مبادا که دوباره دچار چنان غرور سازمانی شده باشیم! من فکر می کنم که این غرور فعلاً وجود دارد. برادران، فکر کنیم، به سرنوشت خلق، به سرنوشت انقلاب و به سرنوشت مکتبمان اسلام، مبادا که این غرور ما را به دام خود کشانده است.
برادران من، از قبول شکست و پذیرش خطا و اشتباه نباید هراسید. برادران، به جای اینکه به منافع کوتاه مدت سیاسی اندیشید، باید تاریخی اندیشید و یا بهتر بگویم باید تفکری توحیدی داشت. هیچ مهم نیست که ما در حرکت های سیاسی مان شکست و عقب نشینی را بپذیریم. در مقابل توده ها، غرور هیچ معنی و مفهومی ندارد. باید خلوص داشت. برادران، من فکر می کنم که ما فریب این حمایت های صدری و لفظی قشری از جامعه را خورده ایم، حمایتی که قبل از اینکه عمق انقلابی و توحیدی داشته باشد، عکس العمل عاطفی ناشی از گرایشات غیرانقلابی طبقات قشر حمایت کننده است. برادران، مرا می بخشید که چنین بی پروا می گویم، شاید بگویید که "سید" بالاخره با این وصیتش به ما ضربه زد. ممکن است که این وصیت باعث شود تا ازنظر سیاسی شما حداقل مورد سؤال واقع شوید، ولی من با ایمان و اعتقاد به حقانیت جهان بینی توحیدی و پیروزی سیاسی آن حساب تمامی این مسائل را هم کرده ام و ازنظر من هیچ مهم نیست که در ظاهر، این وصیت نامه به سازمان ضربه سیاسی بزند، ولی من این ضربه را هشداردهنده می دانم و آرزو دارم که برادران عزیزم را به ویژه برادرانی که در مرکزیت سازمان قرار گرفته اند به فکر وادارد.
برادران، من می توانستم قبل از صدور حکم اعدام با عنوان کردن نقطه نظراتم به طور رسمی، خود را از خطر مرگ برهانم، ولی من مرگ را انتخاب کردم تا مبادا فکر شود که این نقطه نظرات دارای تمایلات شرک آلود ترس از مرگ است. من مرگ را با اشتیاق پذیرفتم و شاید چند ساعتی به آن نمانده است که من خودم را شهید در مسیر توطئه های امپریالیست ها می دانم. من هیچ فردی را دراین مورد مسئول نمی دانم و انتقام خون من جز از جهان خواران و مزدوران داخلی آنها پس گرفتنی نیست. باز در اینجا تکرار می کنم به هیچ وجه آرزو ندارم که مرگ من عاملی درجهت رشد و گسترش خشونت ها گردد، بلکه آرزوی قلبی من این است که این مرگ دریچه ها را به سوی وحدت و الفت بگشاید.
برادران عزیزم، در پایان این وصیت مجبورم نظرم را خیلی صریح و روشن درمورد امام خمینی مطرح کنم.
برادران، امام خمینی در شرایط کنونی تاریخ مهین عزیزمان، مظهر خشم توده های محروم ایران و حتی منطقه، علیه غارت گری ها و جنایات جهان خواران است. برادرانم، ما چرا این خشم را تقویت نکنیم و چهره