روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧٢ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢ شهریور ١٣٦٠ ٢٣ شوال ١٤٠١ ٢٤ اوت ١٩٨١
می دهد که در آن یادآور می شود دولت جمهوری اسلامی ایران نه تنها متجاوز می باشد، بلکه آغازگر جنگ بوده است. پس از به اصطلاح اعترافات رجوی، طارق عزیز وزیر خارجه رژیم عراق، نامه ای به سازمان ملل می نویسد و با استناد به اعترافات رجوی اظهار می کند که دولت جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ و متجاوز اصلی است، نامه رجوی به صدام و اظهارات وی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ و متجاوز می باشد بلافاصله در کلیه مطبوعات وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم منتشر می گردد.
طارق عزیز وزیر خارجه عراق، در مصاحبه ای ضمن خاطرنشان ساختن اینکه دولت عراق کلیه امکانات خود را دراختیار کردها، جهت جنگ با جمهوری اسلامی ایران قرار می دهد، گفت: "ما هیچ ابائی نداریم که دولت های مختلف در ایران تشکیل شود، چراکه هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران است."»[١]
ضمیمه گزارش٤٨١: توضیحات تکمیلی درباره کودتای نقاب و نقش نیروهای سپاه در خنثی سازی این توطئه
طراحان کودتای نقاب، هم زمان با این اقدام تلاش هایی را در سایر استان ها ازجمله در سیستان و بلوچستان برای همسویی و هم راهی با عوامل کودتا پیش بینی کرده بودند. در کتاب کودتای نوژه به بخشی از اقداماتی که قرار بود با شروع کودتا و براساس برنامه ریزی های قبلی انجام شود، اشاره شده که بدین شرح است:
«هم زمان با پخش خبر بمباران جماران و دیگر مراکز نظامی و سیاسی و اعلام اسامی مراکز تخلیه شده، در شمال غربی و غرب و جنوب و شرق ایران، نیروهای زیر وارد عمل می شدند:
در آذربایجان شرقی، بقایای "حزب جمهوری خلق مسلمان"؛ در آذربایجان غربی، صنار و چنگیز مامدی؛ در باختران، پالیزبان؛ در خوزستان، بخشی از لشکر٩٢ زرهی اهواز به اضافه بعضی افراد خودفروخته عشایر به فرماندهی سرهنگ عزیز مرادی؛ در اصفهان و کهگیلویه دسته هایی از عوامل کودتا در عشایر بختیاری و بویراحمدی؛ در فارس، باند خسرو قشقایی؛ در خراسان، قسمتی از لشکر٧٧ پیاده مشهد و در بلوچستان، سرداران مرتبط با کودتا.
برای پی بردن به عمق و وسعت درگیری هایی که پس از کودتا می توانست شکل گیرد، لازم است که برای نمونه به موقعیت بلوچستان و هرمزگان اشاره کوتاهی شود:
سرداران طوایف بلوچ (مبنای قضاوت در مقطع کودتا است) از پایگاه فرهنگی نسبتاً کارآمدی در بین ایلات خود برخوردار بودند. به همین خاطر، گروهک "پیکار" [در راه آزادی طبقه کارگر] عمده توان خود را به تقویت شاخه خود در بلوچستان معطوف کرده و مترصد آن بود که با تبلیغ علیه سپاه پاسداران منطقه به عنوان "متحد خوانین"، پاسداران انقلاب را دربرابر قشر دانش آموز در موضع اتهام قرار دهد و تحت فشارهای ناشی از این تبلیغات، سپاه را ناگزیر کند تا برای تبرئه خود با سران طوایف بلوچ وارد جنگ شود. ثمره تحقق این طرح برای پیکار این بود که بخش قابل توجهی از عشایر در پشت سر رؤسای خود حرکت می کردند؛ درنتیجه رهبری پیکار از بی کفایتی سران طوایف در تشکل نیروهای خودی سود می جست و به تدریج، هژمونی خود را برقرار می کرد. بدین سان، یک جبهه نسبتاً وسیع جنگ در جنوب شرقی ایران گشوده می شد.
این توطئه با هشیاری مسئولین نهادهای انقلابی منطقه؛ به ویژه شهید قلنبر در نطفه خفه شد.
همچنین در استان های هرمزگان و کرمان (عمدتاً هرمزگان) اقدامی متفاوت، اما با همان وسعت ازسوی چریک های فدایی شاخه اشرف دهقان در دست اجرا بود. در این منطقه، چریک های فدایی درصدد هماهنگی با خوانین و قاچاقچیان عمده برآمده بودند، تا با یک حرکت گسترده ابتدا پاسگاه های منطقه را
[١] روزنامه اطلاعات، ٨/٦/١٣٦٠، ص١٣.