روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٢١ - روزشمار جنگ جمعه ٩ مرداد ١٣٦٠ ٢٩ رمضان ١٤٠١ ٣١ ژوئیه ١٩٨١
"خدمتگزار خلق" بنامد نه اینکه مانند مسعود دست جناح چپ و راست سازمان را از پشت ببندد و بعد
برود در فرانسه و در پناه پلیس ویژه این کشور و بنی صدر بنشیند و بگوید من رهبرم!
در همین بخش از مصاحبه مسعود نکته بسیار ظریفی موجود است که قابل تأمل می باشد؛ مسعود تلویحاً قسمتی از رهبری جبهه متحد ضد انقلاب را به پرسنل به اصطلاح انقلابی؛ یعنی امثال معزی کودتاچی، می سپارد؛ به عبارت دیگر، او تأیید می کند که بدون کمک ذی قیمت پرسنل نظامی پیروزی بر جناح امام ممکن نیست و به عبارتی روشن تر و واضح تر، او می گوید باید کودتا کرد!
رجوی در قسمت دیگری از مصاحبه خود و دررابطه با حادثه انفجار در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی می گوید: "اقدامات مقاومت در ایران بسیار گسترده است." جالب است که مسعود اصرار می ورزد اقدامات نظامی مجاهدین را "مقاومت" بشمارد و واکنش دادستانی انقلاب را عملیات "تروریستی". جالب تر از همه اینکه رجوی برای ردگم کردن می گوید: "من هنوز گزارشی درمورد [انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی] چون در جایی نبودم که اطلاعات منظمی داشته باشم، از برادران خودم دریافت نکردم،" اما هنگامی دستش رو می شود که می گوید: "بنی صدر در تمام مدت بعد از عزل در خانه خود من در قلب تهران بودند؛" یعنی مسعود رجوی و بنی صدر در قلب تهران زندگی می کردند و بازهم به قول خودش، "شورای مقاومت پس از مذاکره و بحث و گفت وگو تصمیم گرفتند بنی صدر و مرا به خارج کشور بفرستند؛" یعنی مسعود و بنی صدر در قلب تهران و با حضور سایر اعضای شورای مقاومت ملی [ملی مقاومت] (که تاکنون معلوم نشده چه کسانی هستند) کار می کردند؛ بنابراین آیا می شود کسی که در قلب تهران زندگی می کند - آن هم مسعود رجوی - از خشونت بارترین عملیات تروریستی و غم انگیزترین حادثه تاریخ انقلاب؛ شهادت بیش از ٧٢ تن از مقامات انقلابی، اطلاعات منظمی نداشته باشد؟! این درحالی است که خود مسعود رجوی در همان جا می گوید: "مقاومت ها بسیار گسترده است" و رادیو مجاهد نیز هر روز اعلام می کند: "انقلابیون به یکی از مراکز رژیم حمله کردند و سالم به پایگاه خود بازگشتند."! استخدام الفاظی ازقبیل "مقاومت" و "انقلاب" برای هر حرکت آسان به نظر می رسد، اما آیا واقعاً می شود عملیاتی ازقبیل قطعه قطعه کردن بدن چند کودک را جلو بیمارستان "مقاومت" نامید؟ به راستی این جمله رجوی که: این مقاومت ها عمیقاً متکی به پشتوانه تمام مردم است، مبتنی بر چه زمینه های عینی است؟ پس این همه اجتماعات و تظاهرات عظیم توده های مسلمان در تبریز، کرمانشاه و تهران در محکوم ساختن ترورها و بمب گذاری ها چه معنایی دارد؟
به زبان آوردن این مطلب که: "تمام" مردم پشتیبان عملیات تروریستی هستند، مالیات نمی خواهد، اما سؤال عمده این است که مردم مورد نظر رجوی در کجای این آب وخاک زندگی می کنند؟ زیر زمین، بالای زمین یا پدیده هایی هستند که در هوا معلق اند؟!»[١]
[١] همان.