روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٢٠ - روزشمار جنگ جمعه ٩ مرداد ١٣٦٠ ٢٩ رمضان ١٤٠١ ٣١ ژوئیه ١٩٨١
مسعود در سخن بالا روی چند نکته تأکید دارد:
الف) بنی صدر در تمام مدت پس از عزل در کنار مسعود رجوی و در قلب تهران بوده است.
ب) مذاکرات مفصل مسعود و بنی صدر در قلب تهران پیرامون دولت آینده.
ج) مسعود رجوی ازطرف سازمان مشخصات دولت مطلوب خود را (در زمینه های اقتصادی - سیاسی - فرهنگی) با قبول متن میثاق نامه (که توسط بنی صدر تهیه شده است) اعلام می دارد.
د) رجوی در تعریف چند ویژگی دولت آینده به رادیو لندن تصریح می کند که: "صددرصد ما به هیچ وجه زندانی سیاسی، اعدامی سیاسی نخواهیم داشت."
و بالاخره، مسعود رجوی در بخش پایانی این مصاحبه، تأکید دارد که: "مجاهدین و بنی صدر و مجموعه نیروهای مترقی متکی بیش از هفتاد درصد مردم ایران هستند و رژیم کنونی ایرانی تا چند ماه دیگر سرنگون خواهد شد." [پایان برنامه شامگاهی، بخش فارسی رادیو بی بی سی، اینجا لندن است صدای بی بی سی!]
حال به بررسی محورهای سخنان رجوی می پردازیم. مسعود رجوی در این مصاحبه می گوید به دلیل آنکه رژیم کنونی ایران تروریسم را به طور گسترده برقرار کرده است، اقدام به ترک ایران نموده است. البته خود مسعود و سایر اعضای کادر مرکزی مجاهدین می دانند چه کسی تروریسم را در ایران برقرار کرده است و روی سخن ما در اینجا با مردم و با آن دسته از هوادارانی است که گویا اخیراً درصدد برآمدند تا با اتکای به نیروی مستقل از ذهن، خود را از میدان مغناطیسی مرکزیت متواری سازمان رهایی بخشند. ما می گوییم مسعود رجوی به شماها دروغ گفته است، دروغی بسیار گنده و شاخدار! زیرا رجوی قبل از آنکه حتی تصور این مسائل هم در ذهن بچه های سطح پایین سازمان و یا مردم پیش بیاید نوید "جنگ فراگیر داخلی" و "تروریسم گسترده" را به خلق قهرمان ایران داده بود. مسعود رجوی در اوایل سال ١٣٦٠ گفت: "چنانچه یک چاره جویی مشترک ملی، دست های انحصارطلبان را از سیطره بر قوای مملکت و مقدرات انقلاب و مردم کوتاه نکند - همان طورکه در امجدیه نیز گفتم - در پایان عهد چماق داری، دیگر به طور عمده به راهی جز خشونت های تروریستی و تحمیل جنگ فراگیر داخلی نخواهند گروید و این چیزی است که این روزها کمتر کسی در آن تردید دارد." و در جای دیگر می گوید: "ترجیح می دهم وقتی به جنگ داخلی تن بدهیم که برای خلقمان، برای انقلابمان، برای تمامیت ارضی و انقلاب کشورمان و برای انقلابیونمان کمترین ریسک را داشته باشد." پس معلوم می گردد رهبری مجاهدین بدون آنکه کسی به آنها بگوید، قبلاً مسئله جنگ داخلی را برای کادرهای پایین خود (عمدتاً هواداران) حل کرده بودند. باری این سازمان که این همه به روی مسئله جنگ داخلی و اعمال خشونت های تروریستی کار کرده بود، چگونه مدعی می شود که حاکمیت کنونی در ایجاد جنگ داخلی مقصر است؟! درثانی، مگر درحال حاضر که این همه زن و کودک خردسال (که لابد اینها هم عضو خلق قهرمان ایران نیستند!) [در خون خود] می غلتند و یا انفجاراتی که در مراکز مردمی همچون مساجد، بیمارستان ها، کتابخانه ها انجام می شود، به راستی چه کسی مسئول است؟ مگر نمی شنوید که بنی صدر مسئولیت تمامی این مقاومت ها (یعنی انفجارات!) را به عهده گرفته است. جالب اینجاست که رجوی می گوید: "دراثر تروریسم گسترده، ایران را ترک کردم." مگر نه آنکه به قول خود مسعود باید: "عنصر رهبری باید در متن جنبش و در درون خلق باشد تا پیروزی به دست آید و عنصر رهبری نمی تواند جنبش را از خارج رهبری کند"، پس چرا خودش بدون اطلاع هواداران و مردم، میدان را خالی کرد و یک مشت جوان ١٧ ساله را به جان مردم انداخت. به راستی تاریخ درمورد او و سایر هم پیمانانش چه قضاوتی خواهد کرد؟
این همه جاروجنجال و شلوغ بازی و عملیات ماجراجویانه تروریستی و آن گاه بزنند به چاک!
رجوی در بخش دیگری از این مصاحبه قبول می کند که با خروج از ایران رهبری وی نه تنها تنزل نخواهد کرد، بلکه تقویت خواهد شد؛ به عبارت دیگر، رجوی مستقیماً می گوید: "من رهبرم"! قضیه اینجا بیخ پیدا می کند که حکم رهبری از ناحیه رادیو بی بی سی به رجوی داده می شود.
ما دراین مورد حرف زیادی نداریم جز آنکه بگوییم رهبر واقعی در طول تاریخ کسی است که خود را