روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٦٤ - روزشمار جنگ دوشنبه ١٢ مرداد ١٣٦٠ ٢ شوال ١٤٠١ ٣ اوت ١٩٨١
جواب: در روز انفجار من تصادفاً در آن نزدیکی بودم و صدای انفجار آن را شنیدم. یک نفر مرا صدا زده و گفت که در مقر اصلی حزب جمهوری اسلامی انفجاری صورت گرفته است. من تا امروز مطلع نشده ام که چه کسی مسئول آن واقعه است و فقط می توانم تصور کنم که کار خود بهشتی بود.
سؤال: خودکشی روحانیون؟
جواب: نمی شود چنین عنوان کرد. جریان خیلی ساده است. هنگامی که انسان مرتباً افراد دیگر را تحت فشار قرار دهد و کلیه حقوق را از بین ببرد، نتیجه اش را هم خواهد دید. هنگامی که یک رئیس جمهور که ملت او را انتخاب کرده است را معزول می کنند، نباید تعجب کرد که جواب آن یک انفجار باشد.
سؤال: چه کسی می تواند امروز واقعاً کشور را سازمان بدهد؟
جواب: من.
سؤال: از پاریس؟
جواب: خیر، خیر؛ من در چند ماه آینده به ایران باز خواهم گشت. شهروندانی که در آخرین انتخابات ریاست جمهوری از دادن رأی خودداری ورزیده اند، طرف داران من هستند. نیروهای مسلح نیز از من جانب داری می کنند. همچنین، بیشتر روشنفکران نیز دنباله رو من خواهند بود.
سؤال: بنابراین، شما می خواهید [امام] خمینی را از کار بیندازید؟
جواب: بله.
سؤال: [امام] خمینی که تنها نیست.
جواب: ١٥% مردم طرف دار وی هستند و همین عده کافی است تا بر سر قدرت باقی باشد؛ البته با استفاده از روش های اعمال فشار. اگر توده های مردم در پشت سر وی قرار داشتند، او دیگر احتیاجی نداشت که به روش های اعمال فشار روی بیاورد.
سؤال: شما گفتید که ارتش در پشت سر شما قرار دارد، پس چرا از نظامیان استفاده نکردید؟
جواب: به کرات از من خواسته شد، اما نظر من این است که انسان موقعی کودتا می کند که به نیروی ملت اعتقادی نداشته باشد. ثانیاً من نمی خواهم یک دیکتاتوری را جانشین دیکتاتوری دیگر بنمایم.
سؤال: پس دیگر چه راهی برایتان باقی می ماند؟ آیا می خواهید مانند [امام] خمینی مقاومت در ایران را ازطریق ارسال قاچاقی نوار کاست با نطق های خودتان آغاز نمایید؟
جواب: این کار را هم می شود کرد، اما کافی نیست. هنگامی که من در تهران در مخفیگاه بودم، دقیقاً همین کار را انجام دادم و از نوار کاست در جنگ سیاسی استفاده کردم، زیرا بسیار مهم است که اذهان عمومی را آگاه کرد و آنها را فعال تر نمود.