روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٧ - روزشمار جنگ یکشنبه٤ مرداد ١٣٦٠ ٢٤ رمضان ١٤٠١ ٢٦ ژوئیه ١٩٨١
ضمیمه گزارش٤٦: چگونگی ترور محمد کچویی به دست کاظم افجه ای
شهید محمد کچویی متولد سال ١٣٢٩، از چهره های مبارز قبل از انقلاب اسلامی بود که در سال ١٣٥٣، به دستور رژیم شاه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد.
وی پس از پیروزی انقلاب، به عنوان مدیر زندان اوین انتخاب شد و ازجمله افرادی بود که به کارکردن روی فکر زندانیان سیاسی به خصوص هواداران سازمان مجاهدین خلق (منافقین) اعتقاد داشت. کاظم افجه ای از کسانی بود که شهید کچویی روی اعتقاداتش کار کرده بود.[١]
در کتاب خاطرات عزت شاهی در معرفی کاظم افجه ای و ارتباطش با محمدرضا سعادتی و همچنین نقش وی در ترور شهید کچویی آمده است:
«کاظم افجه ای به دلیل فعالیت در سازمان مجاهدین خلق و ضدیت با جمهوری اسلامی، دستگیر [شده بود] و در زندان به سر می برد. آقای کچویی روی این جوان کار فکری کرده بود. او نیز وانمود می کرد که معقول شده است؛ لذا مورد اعتماد مسئولین و نگهبانان زندان بود و آزادانه به هر کجای زندان که می خواست می رفت. کار افجه ای تظاهر و فریبی بیش نبود، چراکه او ارتباط خود را با محمدرضا سعادتی از سران سازمان، در زندان، حفظ کرده بود و از او خط می گرفت. پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی (٧ تیر ١٣٦٠)، تعدادی از هواداران و اعضای مجاهدین در زندان با شنیدن این خبر شروع به خواندن سرود و پایکوبی کردند و جو زندان را ملتهب کرده، به هم ریختند. آقای گیلانی و آقای لاجوردی آنها را به محوطه زندان اوین آوردند و به صحبت [با آنها] و نصیحت آنها پرداختند. افجه ای وقتی متوجه این برنامه شد، از موقعیت خود در میان نگهبان ها و زندان سوءاستفاده کرد و اسلحه ای را از نگهبانی گرفت و به سوی محوطه خیز برداشت تا آقایان گیلانی و لاجوردی را ترور کند، اما کچویی متوجه شد و وقتی خواست جلویش را بگیرد تیری از اسلحه افجه ای خارج شد و به سر شهید کچویی اصابت و نقش زمینش کرد. بعد، افجه ای فرار نمود و از آنجا که به ورودی ها و خروجی های زندان آشنا بود، خود را به پشت بام ساختمان اداره زندان ها (دادستانی) رساند و از آنجا خودش را پرت کرد و کشته شد.[٢]
سازمان با اعلام اینکه این اقدام یک کار سازمانی بوده، در نشریه مجاهد ادعا کرد افجه ای که به استخدام زندان اوین درآمده بود، در شب ٨ تیر ١٣٦٠، خارج از زندان با رابط سازمانی خود ملاقات می کند و برای ترور آقایان محمدی گیلانی، لاجوردی و کچویی توجیه می شود و یک اسلحه کمری به عنوان اولین سلاح سازمانی دریافت می کند، سپس ظهر روز هشتم با غافلگیرکردن این افراد، به سمت لاجوردی شلیک می کند که کچویی برای دفاع از لاجوردی خود را روی او پرتاب کرده، هدف اصابت گلوله قرار می گیرد.»[٣]
ضمیمه دوم گزارش٤٦: گزارشی از رابطة اطلاعاتی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با سازمان جاسوسی شوروی (کا.گ.ب.)
محمدرضا سعادتی از اعضای اصلی، سرشناس و باسابقه سازمان[٤] ٦ اردیبهشت ١٣٥٨، در ملاقات با دبیر اول سفارت شوروی در یکی از خانه های امن سازمان در حوالی میدان هفت تیر تهران، به منظور ارائه اسناد حساس و طبقه بندی شدة اطلاعاتی، دستگیر شد.
ماجرای برقراری روابط اطلاعاتی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با شوروی - که بخش هایی از این اطلاعات ازطریق سعادتی دراختیار کا.گ.ب. قرار می گرفت - به نقل از کتاب سازمان مجاهدین خلق - پیدایی تا فرجام (١٣٨٤ - ١٣٤٤) چنین است:
متعاقب دستور صادره از "کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی" رزیدنسی [پایگاه] کا.گ.ب. در تهران موفق شد در روز ١٤ فوریه ١٩٧٩ (٢٥ بهمن ١٣٥٧)، مستقیماً با مرکز رهبری دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان [چریک های فدایی] خلق تماس بگیرد. این کار توسط ولادیمیر فیسینکو [فیزنکو] (V. Fisenko) که از افسران رزیدنسی و از کارشناسان مسائل ایران محسوب می شد و به دلیل داشتن موهای مشکی و چشمان قهوه ای تیره، شباهت فراوانی به ایرانی ها داشت - صورت گرفت.
آن روز فیسینکو مستقیماً با مراجعه به مرکز رهبری هر دو سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق، خود را
[١] محسن کاظمی، خاطرات عزت شاهی، تهران: انتشارات سوره مهر، چاپ ششم، مرداد ١٣٨٦، ص٩١.
[٢] همان، ص٤٧٤.
[٣] محمدصادق کوشکی، تبار ترور (مروری بر تاریخچه و کارنامه تروریستی سازمان مجاهدین خلق)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تابستان ١٣٨٧، ص٢٣٢.
[٤] مسعود حقگو از اعضای قدیمی سازمان می گوید: «سعادتی نزدیک ترین شخص به مسعود رجوی بوده است. به احتمال قریب به یقین، [در زندان رژیم شاه از اواخر سال ١٣٥٤ به بعد] سعادتی نفر دوم سازمان محسوب می شد.»