روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٤٩ - روزشمار جنگ یکشنبه ٥ مهر ١٣٦٠٢٨ ذیقعده ١٤٠١ ٢٧ سپتامبر ١٩٨١
پیشروی نیروهای خودی به عمق منطقه و دسترسی آنها به عقبة خود که در معرض تهدید قرار داشت، جلوگیری کند.[١]
تلاش نیروها و تدابیر مسئول محور (رحیم صفوی) و فرماندهان نیروهای در خط (احمد کاظمی و یدالله کلهر) برای دورزدن نیروهای عراقی در دو ساعت اول پس از آغاز عملیات، به دلیل مقاومت دشمن بی نتیجه ماند و نیروهای خودی متحمل تلفات بسیاری شدند.
تا ساعت ٣:٣٠ صبح، در سمت چپ حاشیه کارون، فقط خاکریز اول دشمن سقوط کرده و در محور وسط نیروها به خاکریز اول رسیده و به دلیل برخورد به میدان مین متوقف شده بودند.[٢] گروه سمت راست هم ساعت ٥ صبح، به خاکریز دوم رسیدند[٣] و درخواست نیروی کمکی کردند.
در همین ساعات نیروهای تازه نفس وارد عمل شدند و پس از عبور از خط اول به مرور خود را به خاکریز دوم رسانده و آن را تصرف کردند. اما تسلط قوای دشمن به خصوص در حاشیه کارون مانع از پیشروی نیروها بود. درحالی که تلاش فرماندهان در به کارگیری تانک ها برای پشتیبانی از نیروهای پیاده نتیجه ای نداشت، ارتش عراق با اعزام واحدهای زرهی، پاتک شدیدی را برای بازپس گیری خط اول و دوم خود در این جبهه شروع کرد. علاوه براین، سایر یگان های عراقی که از جبهه ذوالفقاری عقب نشینی کرده بودند، برای حفظ سرپل حفار به جبهه فیاضیه آمدند و این امر موجب افزایش میزان مقاومت دشمن شد.[٤]
بنابراین، تا رسیدن نیروهای محور دارخوین (شمال منطقه عملیات) به پل قصبه که باعث فروریختن سازمان دشمن در شرق رودخانه کارون شد، تغییری در وضعیت این جبهه به وجود نیامد.[٥]
[١] عملیات ثامن الائمه مبدأ تحول در استراتژی نظامی ایران، پیشین، ص٣١٩.
[٢] رحیم صفوی فرمانده جبهه فیاضیه درباره دلیل بروز این مشکل در جلسه جمع بندی عملیات که در ٧/٧/١٣٦٠ در آبادان برگزار شد، گفت: «محور وسط تا ساعت ٣ هنوز وارد عمل نشده بود و به میدان مین برخورد کرده بود و هر چقدر به او گفته می شد میدان مین را پاک سازی کن و جلو برو این کار انجام نمی شد، درحالی که می بایست طبق تجاربی که ما قبلاً داشتیم مین را قبل از عملیات پاک سازی کنیم تا در عملیات وقفه ایجاد نکند.» (همان، ص١٣)
[٣] رحیم صفوی روز بعد در گزارش خود از عملیات درباره مشکل ناهماهنگی بین نیروهای پیاده و زرهی خاطرنشان کرد: «تانک هایی که باید ساعت ١ به سوی هدف اصلی می رفت تا ساعت ٥ صبح سرگردان بودند. این را بگویم که از همکاری تانک و پیاده ما تجارب بسیار بدی داریم. بااینکه برای واحدهای تانک یک موتورسوار برای راهنمایی تانک گذاشته بودیم که او جلو رفته و تانک پشت سر او حرکت نماید، بااینکه سوار هر تانک حداقل ٢ نفر پاسدار بودند، بااین حال تانک ها نتوانستند از محورها درست عبور کنند و پیاده ها را پشتیبانی نمایند و یک حالت سردرگمی عجیبی بین واحدهای زرهی موجود بود و اینکه اصلاً نمی دانستند دشمن کجاست و می گفتند اگر جلو برویم روی مین می رویم یا ما را می زنند. تا ساعت ١١ ظهر، نیروی زرهی به خط اول نرسیده بودند غیر از یک گروهان تانک از تیپ٣٧ شیراز که رسیده و حاشیه جاده را تأمین کرد.» (همان، صص ١٣ و ١٤)
[٤] همان، ص٣٢٠.
[٥] سند شماره ٠٥٤٨٤٨ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد عملیات جنوب (اطلاعات عملیات) به فرماندهی مرکز، ٥/٧/١٣٦٠، صص ٣ - ١.