روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٦٨ - روزشمار جنگ یکشنبه ٥ مهر ١٣٦٠٢٨ ذیقعده ١٤٠١ ٢٧ سپتامبر ١٩٨١
تیپ ششم پیوست و سریعاً خود را به یکی از گردان های تانک رساند، اما نیروهای [ایرانی] توانسته بودند جای پایی برای خود باز کنند و درنتیجه تمامی افسران و درجه داران گروهان نابود شدند. تیپ هشتم یک
گروهان تقویت شده نیروی مخصوص را وارد عمل کرد که ٨٠ درصد خسارت دید. زمانی که گردان نهم نیروی مخصوص همراه با گروهان سوم به قرارگاه تیپ هشتم رسیدند موقعیت بسیار بد بود.
فرمانده تیپ هشتم سرهنگ ستاد علی العلگاوی در یک وضعیت بسیار دستپاچه ای به سر می برد و نقشه ها و کتاب ها را پاره می کرد و یک حالت کاملاً انفعالی به خود گرفته بود و نمی دانست چه می کند. فرمانده گردان نهم نیروی مخصوص از او خواست تا آرامش خود را حفظ کند و موقعیت کلی را بیان کند، او پاسخ گفت که وضع پدافندی تیپ کاملاً خراب است و به دست نیروهای ایرانی افتاده و این نیروها درحال پیشروی به سمت قرارگاه هستند، وی از فرمانده گردان نهم خواست تا با نیرویی که دراختیار دارد بر روی یکی از خاکریزها آرایش گرفته و گسترده شوند و تهاجم را سد کنند. وی همچنین یک نیروی مجهز به موشک انداز را درخواست نمود، زیرا اطلاعاتی در دست بود که براساس آن یک ستون زرهی از منطقه [نهر] شادگان درحال حرکت به سوی مارد بود.
نیروی مذکور پس از گذشت مدت کوتاهی، روی خاکریز آرایش گرفت و گروهی مجهز به موشک های آر.پی.جی٧ به سمت بستر خشک رودخانه که به منطقه شادگان منتهی می شد حرکت کردند تا به مقابله با ستون زرهی بپردازند، اما روشن شد که اطلاعات واصله پیرامون حرکت یک ستون زرهی درست نبود.
با طلوع آفتاب، فرمانده تیپ هشتم به همراهی سرهنگ دوم ستاد خمیس مخیلف از منطقه گریختند[١] و سایر افسران ستاد تیپ و برخی یگان های قرارگاه نیز پا به فرار گذاشتند و دراین میان محور تیپ هشتم بدون فرمانده ماند.»[٢]
ضمیمه سوم گزارش٩٤٤: اجرای طرح آتش زدن نفت سیاه روی رودخانه کارون و تبعات آن
قبل از آغاز عملیات ثامن الائمه(ع)، پیش بینی شده بود نفت سیاهی که به سمت رود کارون هدایت شده و به ضخامت ١ تا ٢ سانتی متر روی آب را پوشانده بود، ساعت ٥ صبح (٤ ساعت پس از آغاز عملیات) آتش زده شود، اما ساعت ٢ صبح یعنی ٣ ساعت زودتر از موعد مقرر، براثر اصابت گلوله توپ نفت های روی کارون مشتعل شده و دود سیاه بسیار غلیظی به ویژه منطقه شمالی عملیات را پوشاند. این امر موجب رکود در انتقال تدارکات و نیرو و بسته شدن جاده محمدیه - دارخوین به مدت یک ساعت شد و درنتیجه پشتیبانی و تخلیه مجروحان و شهیدان دچار وقفه شد. با حرکت دود به سمت جنوب، مرکز فرماندهی و هدایت عملیات تیپ٣ لشکر٧٧ ارتش را دود فرا گرفت، طوری که فرمانده تیپ ناچار به نقل مکان به مقر فرمانده محور سپاه (حسن باقری) و استفاده از بی سیم های آنان شد. این وضعیت درعین حال محدودیت فراوانی در دیدبانی عراق برای هدایت آتش توپخانه روی مواضع نیروهای ایرانی در شرق کارون ایجاد کرد.
حسن باقری فرمانده محور دارخوین، در جلسه جمع بندی عملیات درخصوص این واقعه گفت: «دود به سمت جنوب حرکت کرد و به پاسگاه فرماندهی تیپ٣ رسید. پاسگاه فرماندهی تیپ٣ تعطیل شد و به پاسگاه فرماندهی سپاه آمدند. ما هم یکی دو تا از بی سیم های خود را دراختیار آنها گذاشتیم تا گردان های خود را هدایت نمایند، ولی کنترل جزءبه جزء عملیات در دست برادرانی بود که کاملاً نسبت به طرح توجیه شده بودند و در داخل عمل می کردند و اخلال در فرماندهی تیپ٣ باعث ضربه و اخلال در عملیات نگردید، ولی چون تمام بی سیم های جزءبه جزء انتقال مهمات - تدارکات توسط سپاه اداره می شد، اگر این دود به فرماندهی سپاه می رسید قطعاً در کنترل عملیات مؤثر بود. تا ١٠٠ متری پاسگاه ما را دود فراگرفته
[١] نامبرده با درجه سرهنگ تمامی ستاد، در عملیات بیت المقدس به اسارت درآمد. (سند شماره ٦٠٧٨١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات شرق کارون (ثامن الائمه(ع))، ٥/٧/١٣٦٠، ص٩)
[٢] سند شماره ٠٦٠٧٨١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.