روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٦٧ - روزشمار جنگ یکشنبه ٥ مهر ١٣٦٠٢٨ ذیقعده ١٤٠١ ٢٧ سپتامبر ١٩٨١
ضمیمه اول گزارش٩٤٤: بخش هایی از گفت وگوهای بی سیمی فرماندهان تیپ های عراقی مستقر در شرق کارون
گفت وگوهای بی سیمی فرماندهان تیپ های عراقی مستقر در شرق کارون از وضعیت بد نیروهای عراقی
به ویژه تیپ٨ مکانیزه که در مسیر هجوم نیروهای ایرانی در محور دارخوین قرار داشتند، حکایت دارد، در بخشی از این مکالمات آمده است:
«سرتیپ ستاد قدوزی الدوری فرمانده لشکر٣ زرهی عراق با فرماندهان تیپ های تحت امر خود تماس گرفته و از آنان خواست تا هرچه سریع تر موقعیت را گزارش کنند. گزارش ها به شرح زیر بود:
سرهنگ دوم ستاد مظفر السعدون فرمانده تیپ٦ زرهی با این جمله پاسخ داد: آتش توپخانه دشمن بسیار سنگین است و شدید و نیروهای من مقاومت کرده و ایستاده اند.
سرهنگ ستاد علی حسین العلگاوی فرمانده تیپ٨ مکانیزه[١] با حالت دستپاچگی پاسخ داد: در جبهه تیپ شکاف ایجاد شده و نفوذ کرد ه اند. وی کلمه شکاف را چند بار تکرار کرد و ارتباط خود را قطع نمود. فرمانده لشکر از وی خواست تا درمورد موقعیت برایش توضیح دهد، اما او پاسخی نداد، فرمانده لشکر اصرار زیاد داشت تا او جواب دهد، اما فایده ای نداشت.
سرهنگ ستاد محمد وتوت فرمانده تیپ٤٤ پیاده پاسخ داد: آتش توپخانه دشمن بسیار سنگین است و شدید و نیروهایش استوارند و مقاومت می کنند.
فرمانده لشکر بار دیگر با تیپ هشتم ارتباط برقرار کرد (فرمانده لشکر به قرارگاه سیار خود در غرب کارون و نزدیک رود کارون رفته بود) و فرمانده تیپ هشتم به او اطلاع داد که بیش از یک نقطه در جبهه شکاف برداشته و نیروها [ی ایران] به گونه ای نفوذ کرده اند که بخشی از نیروها و یگان هایش در محاصره هستند و اعلام کرد که موقعیت بسیار بد است.»[٢]
علاوه براین، خالد حسن النقیب یکی از افسران عراقی حاضر در منطقه عملیاتی ثامن الائمه(ع) بعدها در کتابی با عنوان حزب بعث و جنگ درمورد کیفیت آتش نیروهای ایرانی نوشته است:
«یگان ما در منطقه ای به فاصله ٤ کیلومتری رود کارون به عنوان نیروی ذخیره منطقه شرق این رود استقرار یافت. در شب ٢٧ سپتامبر ١٩٨١ [٥/٧/١٣٦٠] و قبل از ساعت ١٢، در معرض آن چنان آتش پرحجمی قرار گرفتیم که نظیر آن را در هیچ منطقه ای ندیده بودم. تمامی سلاح ها اعم از توپ، خمپاره و کاتیوشا به کار گرفته شد و شب ظلمانی را به روز مبدل ساخت. صدای انفجارهای پیاپی زمین را در زیر پای ما به لرزه درمی آورد.»[٣]
ضمیمه دوم گزارش٩٤٤: شرح درهم ریختگی سازمان تیپ٨ مکانیزه عراق در روز اول عملیات ثامن الائمه(ع)
پس از حمله نیروهای ایرانی، فرماندهان تیپ های ٦ زرهی و ٤٤ پیاده که در جبهه جنوب (فیاضیه) و جنوب شرقی عملیات (ذوالفقاری و جاده آبادان - ماهشهر) مستقر بودند، اعلام کردند که قادر به مقاومت و درهم شکستن حمله رزمندگان ایران هستند، اما در جبهه شمالی (محدوده تیپ٨ مکانیزه) نیروهای ایرانی از چند نقطه در خطوط پدافندی عراق رخنه کرده بودند، بنابراین فرماندهی لشکر٣ زرهی عراق تصمیم گرفت از واحدهای احتیاط منطقه برای تقویت این جبهه استفاده کند. در یکی از اسناد موجود در مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ دراین باره آمده است:
«[فرمانده] لشکر درخواست کرد تا نیروی احتیاط متشکل از گردان تانک الیرموک، گروهان نیروی مخصوص باقیمانده در حفار از گردان نهم تیپ٣٣ نیروی مخصوص برای پشتیبانی از تیپ هشتم وارد میدان شود، از آنجا که گروهان نیروی مخصوص گردان تحت امر تیپ هشتم بود یک گروهان نیز به وسیله پی.ام.پی. از شهر خرمشهر به منطقه رسید تا تحت امر تیپ ششم قرار بگیرد. این نیرو به وسیله خودروهای پی.ام.پی. به
[١] نامبرده با درجه سرلشکری و فرمانده لشکر٤٣ پیاده ارتش عراق، در عملیات والفجر١٠ در حلبچه اسیر شد.
[٢] سند شماره ٠٦٠٧٨١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
[٣] نبردهای شرق کارون به روایت فرماندهان، پیشین، صص ٢ و ٣.