روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٧٢ - روزشمار جنگ یکشنبه ٥ مهر ١٣٦٠٢٨ ذیقعده ١٤٠١ ٢٧ سپتامبر ١٩٨١
کسانی که به خیابان طالقانی رفته اند، می دانند [که] دو سه هتل بوده از زمان شاه که مصادره شد و الآن در آن ساختمان ها، جنگ زدگان هستند. از ساختمان های مزبور شعارهای "مرگ بر منافق"، "منافق اعدام
باید گردد" و نظایر اینها داده می شد. هر شعاری که می دادند، به طرف ساختمان جنگ زدگان شلیک می شد.
حادثه ای نیز در خیابان امیراکرم به وقوع پیوست. یک واحد نظامی در جنوب، عملیات پنجم مهر را در چند نقطه تهران برعهده داشت و فرمانده واحد آدمی بود که سازمان [بعدها] درباره اش تبلیغ کرد. خودش هم مثل اینکه قبل از اعدامش مصاحبه کرده؛ اسم وی شیرزاد بود. یکی از کارهای این گروه این بود که در مقابل جمعیتی که بعد از تظاهرات جمع شده بود و برضد منافقین شعار می دادند، آنها با یک ماشین می روند جلو و می گویند که ما حزب اللهی هستیم. پاسدار کمیته هستیم و رادیو تلویزیون الآن می خواهد بیاید فیلم برداری کند. شما یک دقیقه در همین حالت باشید تا رادیو تلویزیون برای فیلم برداری بیاید، بعد در همین حین که جمعیت هم - خوب - شعار می داد، آنها عقب می روند و یک مقدار فاصله می گیرند و این فرمانده دستور می دهد که آتش کنید، شلیک کنید و تعدادی از مردم شهید شدند.
برخلاف گفته سازمان، نه از جمعیت میلیونی خبری شد و نه اینکه ما موفقیتی پیدا کردیم. در همان حال که عقب نشینی می کردیم، خیابان طالقانی، تقاطع ولی عصر تا پل حافظ، اصلاً کوچه ای ندارد که به کوچه های دیگر راه داشته باشد، به غیراز خیابان بندر انزلی که آنجا هم درگیری بود، راه فرار دیگری نبود. ما هم همان وسط بودیم و کاری نمی توانستیم بکنیم. خواستیم به یکی از خانه ها فرار کنیم: چندین خانه را زنگ زدیم و هیچ کس در را باز نکرد. آخر سر چند مرتبه با شلیک گلوله به در خانه ها، در را باز کردیم که بتوانیم فرار کنیم، اما در فرار موفق نشدیم و دستگیر شدیم.
موقعی که دستگیر شدیم و می خواستند ما را به زندان منتقل کنند، مردم جمع شده بودند جلوی خیابان طالقانی و می گفتند: آقای موسوی تبریزی [دادستان کل انقلاب اسلامی] گفته که کسی که در تظاهرات مسلح باشد، باید اعدام بشود و ما هم همین جا می ایستیم و همه آنها باید اعدام شوند و حتی این طور که من متوجه شدم، کمیته متوسّل به تیر هوایی شد تا ما را از میان جمعیت رد کند.»
محمدرضا یزدی زاده یکی از مسئولان سازماندهی تظاهرات در روز ٥ مهر گفت: «گزارش هایی حاکی از این موضوع داشتیم که عده ای از مردم با مشت خالی جلوی تیم های نظامی ایستادند و شعار می دادند و آنها هم که بی تفاوت بودند ماشین ها و امکاناتی را که در خیابان داشتند، جمع می کردند تا مبادا کسی پشت آنها سنگر بگیرد.»
ولی الله صفوی یکی دیگر از مسئولان نظامی این تظاهرات نیز دراین باره اظهار کرد: «[این تظاهرات] تنها نتیجه ای که برای سازمان داشت، [دستگیری و] کشته شدن عمده نیروهای اجرایی و عملیاتی در آن روز بود. این تظاهرات هم با مقاومت مردم و با شکست برای سازمان تمام می شود که طی آن نیز عده ای از مردم بی گناه به شهادت می رسند.»[١]
ضمیمه دوم گزارش٩٥١: نمونه ای از دستورالعمل سازمان مجاهدین خلق به افراد و هواداران شرکت کننده در تظاهرات ٥ مهر ١٣٦٠
رهبران سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برخلاف خط تبلیغاتی خود در خارج از کشور برای ترسیم چهره ای مسالمت جو از سازمان در افکار عمومی و محافل سیاسی غرب، در داخل کشور، القاء خشونت در بین اعضا و هواداران برای تخریب و آتش زدن و خونریزی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را سرلوحه کار خود قرار داده اند. در دستور عملیاتی تظاهرات هدف، "شورش" و "تهاجم" اعلام شده است. براین اساس، باید همه اماکن دولتی و انقلابی تخریب شده و آتش زده شود. مغازه هایی که عکس امام در آن نصب شده باید به آتش کشیده شود و صاحبان آن کشته شوند.
قسمتی از این دستور عملیاتی که از یکی از سرشاخه های عملیاتی سازمان در تظاهرات امروز تهران به دست آمد، چنین است:
«١. هدف انجام تظاهرات شورش است. بنابراین باید کاملاً با روحیه ای تهاجمی با مزدوران رژیم برخورد کرد و از
[١] سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (١٣٨٤ - ١٣٤٤)، پیشین، صص ٦٥٤ - ٦٦٢.