روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٦٩ - روزشمار جنگ یکشنبه ٥ مهر ١٣٦٠٢٨ ذیقعده ١٤٠١ ٢٧ سپتامبر ١٩٨١
بود و حتی جنگل را پوشانده و قسمتی از آن را آتش زده بود. درست ١٠٠ متر مانده که به پاسگاه ما برسد باد شدیدی وزیدن گرفت که تابه حال در منطقه ندیده بودیم. فیبرهایی را که ما برای پاسگاه زده بودیم، باد
بلند کرد و دود به اندازه ١٠٠ متر از سطح زمین بلند شد و از ١٠٠ متر مانده به پاسگاه تا ١٠٠ متر بعد از پاسگاه به صورت طاق مانندی قرار گرفت و باد خوابید و دود به مسیر خود ادامه داد.
این دود در عملیات بسیار مؤثر بود. از خط اول که سقوط نکرده بود، توپ های عراقی دوباره نفت ها را مشتعل کرد. تا خاکریز دوم دود بود و از خاکریز دوم به بعد که نیروهای ما به کنار رودخانه رسیده بودند اصلاً نفت نرسیده بود. عراقی ها در بی سیم می گفتند ظلمات است نمی دانیم چه کار کنیم. از خاکریز اول تا دوم از آن طرف رودخانه دیگر چیزی برادران ما را تهدید نمی کرد.»[١]
سرهنگ ازگمی فرمانده توپخانه لشکر٧٧ هم دراین باره می گوید: «برادران سپاه یک پیش بینی کرده بودند، یک مقدار مواد سوختی ریختند، [و با] لوله هایی که در کنار رودخانه کارون می گذشت این مواد سوختی را روی آب کارون هدایت کردند، [سپس آن را] به آتش کشیده بودند. این آب جریان داشت و روی آن مواد سوختی بود که آتش گرفته بود. عراقی ها می گفتند ظلمات، ظلمات، از آتش که توسط آب به سوی آنها جریان داشت وحشت کرده بودند.»[٢]
مرتضی قربانی یکی از مسئولان هدایت نیروها در محور ذوالفقاری، درمورد نتیجه این اقدام و عکس العمل نیروهای عراقی در مواجهه با آن گفت: «با شروع عملیات از این محور، یگان عراقی در ساحل کارون که فکر می کرد این عملیات در امتداد جاده اهواز - آبادان و به صورت محدود است، به حاشیه کارون پناه برده که با آتش زدن کارون و تک یگان خودی عمل کننده در ساحل، دشمن ناباورانه با فریاد و ارسال این پیام که کارون آتش گرفته و جهنم برپا شده، پا به فرار گذاشت و در فکر خود که اتکا به حاشیه کارون و دور زدن عقبه عملیات بود، ناکام ماند.»[٣]
خالد حسن النقیب از فرماندهان عراقی نیز در کتاب حزب بعث و جنگ دراین باره می نویسد:
«جالب اینجاست که حریق در منطقه سلمانیه اتفاق افتاده که دود ناشی از آن آسمان را پوشاند، به طوری که امکان هرگونه مانور هوایی عراق در صحنه نبرد را به دلیل عدم دید کافی سلب کرد.»[٤]
ضمیمه اول گزارش٩٥١: تظاهرات سازمان مجاهدین خلق در پنجم مهرماه ١٣٦٠ به روایت کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام
در اسنادی که بعدها انتشار یافت، تحلیل رهبران سازمان از این اقدام و انگیزه آنان از آزمودن الگوی تظاهرات - باوجود آگاهی از بی نتیجه بودن آن - و القای موفقیت حتمی این اقدام به کادرهای پایین و هواداران افشا شد. این موضوع به روایت کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام و دست نوشته های بعضی افراد شرکت کننده در این تظاهرات چنین است:
تظاهرات مسلحانه ٥ مهر ١٣٦٠
در اواخر شهریورماه ١٣٦٠، خط و تاکتیک تظاهرات گسترده در داخل سازمان طرح شد؛ با این ویژگی که تعداد بیشتری از تیم های مسلح در راه پیمایی شرکت داده شوند و تمام نیروهای اجرایی و عملیاتی و هواداران تشکیلاتی در صحنه حضور یابند و مناطق شروع راه پیمایی طوری در نظر گرفته شود که گروه های مختلف سازماندهی شده و درنهایت به هم بپیوندند تا راه پیمایی گسترده شود.
تظاهرات ٥ مهر ابتدا قرار بود اول مهرماه برگزار شود، ولی به دلیل برگزاری تظاهرات دانش آموزی به مناسبت بازگشایی مدارس به تأخیر افتاد، تظاهرات مذکور در این مرحله طرح شد تا "پتانسیل نهفته خلق" آزاد شود. در یکی از تحلیل های درون گروهی سازمان دراین باره آمده است:
«به آن درجه از توان نظامی رسیده ایم که اگر از رژیم جلوتر نباشیم، پابه پای او هستیم و به شرایط مساوی دست یافته ایم. ...
ما در ٥ مهرماه با قیامی شبیه به قیام توده ای ٢٢ بهمن روبه رو هستیم. باید مردم را تحت حمایت نیروهای
[١] سند شماره ٠٢١٧٦١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
[٢] سند شماره ١٦٩٤٨١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: ٥/٧/١٣٦٠، صص ٥ - ١.
[٣] سند شماره ١٣٣٩١٤ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
[٤] نبردهای شرق کارون به روایت فرماندهان، پیشین، ص١٩٧.