فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٥ - تقابل مانعة الجمع
كاحمرو اقتم: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ و « اقتم » معطوف است به « احمر » .
ان: شرطيّه.
تقابل: فعل شرط، و « الوجودى » فاعل آن و « العدمى » مفعول آن است.
ترجمه: اگر دو امر وجودى در حين تعقل با هم تقابل داشتند آنرا تقابل تضايف
گ ويند.
تقابل تضادّ غير از تضايف و با آن فرق دارد، در صورتى كه بين ضدّان غايت
بعد باشد تضادّ حقيقى و در غير اين صورت تضادّ مشهورى است مثل رنگ قرمز و
خاكسترى و اگر تقابل بين دو امر وجودى و عدمى بود.
شرح عربى: اذا تقابل الوجوديّان، اشارة الى وجه الحصر المشهور انّهما امّا وجوديّان
و امّا احدهما وجودىّ و الآخر عدمىّ الى آخر ما قالوا.
ان عقلا معا، فهما، مضايفان، و دونه، اى انكان المتقابلان وجوديّين و
لم يكن احدهما معقولا بالقياس الى الآخر فهما، ضدّان بالحقيق صف،
اى صف الضّدّين بالحقيقين، مع غاية البعد، بينهما كالسّواد و البياض،
و لا معها، اى لامع غاية البعد، اضف، اى انسب الضّدّين، لشهرة،
و قل ضدّ مشهورى، كاحمر و اقتم، حيث ليس بينهما غاية الخلاف هذا
كلّه اذا كانا معا وجوديّين.
ترجمه: مرحوم مصنّف در ذيل « اذا تقابل الوجوديّان» مىفرمايد:
اين عبارت اشاره است به وجه حصرى كه مشهور بيان نمودهاند و آن
اينست كه:
دو شيئ متغاير يا هر دو وجودى بوده و يا يكى وجودى و ديگرى عدمى
مىباشد تا آخر كلامى كه در اين باب ايراد نمودهاند.
و بهر تقدير اگر دو شيئ متغاير وجودى با هم تعقّل و تصوّر شوند نسبتشان
تضايف بوده و آنها را نسبت بهم متضايفان گ ويند و در غير اين صورت يعنى متقابلان
وجودى بوده ولى يكى نسبت بديگرى تعقّل نشود آنها را ضدّان حقيقى گ ويند