فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩٢ - شرح دليل تطبيق
الف: آنكه هر جزئى از پ اره ناقص و كمتر در مقابل جزئى از كامل و
بيشتر قرار گ يرد.
ب: آنكه چ نين نباشد يعنى اجزاء ناقص قبل از انتهاء اجزاء كامل بپايان
رسند.
صورت اوّل كه باطل است زيرا لازمهاش تساوى جزء با كلّ و تعادل بين
ناقص و كامل است.
و در صورت دوّم چ نان چ ه تقرير شد بعضى از اجزاء كلّ بازاء جزئى از ناقص
واقع نمىشود به اين معنا كه ناقص قبل از انتهاء كلّ قطع مىگردد و بديهى است
اجزاء زيادى كلّ مقدار زياديش متناهى و با فرجام است و به مقتضاى قضيّه « الزّائد
على المتناهى بمقدار متناهى فهو متناه» پ س تمام سلسله كلّ نيز بايد متناهى باشد
و حديث تسلسل الى ما لا نهاية له كلامى شعرى و بىاساس مىشود و اين دليل را
بمختصر تغييرى بعضى از اهل دانش چ نين نقل نموده:
تقرير اين برهان آن است كه اگر سلسلهاى از علل و معلولات باشد كه
هر يك از افراد آن علّت براى لا حق و معلول براى سابق باشد و اين سلسله الى غير
النّهاية برود و بجائى نرسد كه منقطع شود پ س دو جمله حاصل مىشود يك جمله از
علل و يك جمله از معلولات و سلسله معلولات يكى بيش از سلسله علل است زيرا
كه جزء اخير معلول است و علّت نيست و چ ون سلسله علل را بر سلسله معلولات
تطبيق كنيم به اين كه مقابل هر جزئى از سلسله معلولات جزئى از سلسله علل را
قرار دهيم و سلسله معلولات بجزئى كه فقط معلول باشد و علّت نباشد نرسد لازم
مىآيد تساوى زائد و ناقص (مراد از زائد سلسله معلول و مقصود از ناقص سلسله علل
است) و تساوى زائد و ناقص بديهى البطلان است پ س سلسله: معلولات متناهى
است و چ ون چ نين است لازم مىآيد كه سلسله علل هم متناهى باشد، زيرا كه زائد
بر متناهى بقدر متناهى است پ س واضح شد كه سلسل علل منتهى مىشود بجزئى
كه فقط علّت است و معلول نيست و همين مطلوبست انتهى.
شرح عربى: و، دليل، حيثيّات: و هو انّه لو ترتّب حيثيّات و امور غير متناهية فما