فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧١ - تقسيم عدم و ملكه
و لا يعتبر قبول فى غير الوقت فتقابل العدم و الملكة للمشهور، قد كان
انتمى.
ثمّ ذكرنا وجه تسميته بالمشهورى، فانّه المعروف عند النّاس، لا المعنى
الاوّل فانّه شيئ يعرفه الخواصّ و التّعميم عنهم، و هو اصطلاح
قاطيغورياس.
يعنى ان المنطقيّين فى مبحث المقولات العشر اصطلحوا عليه تسهيلا
للمتعلّمين.
و ما، اى تقابل وجودىّ و عدمىّ، القبول فيه ليس يعتبر، فهو، بالسّلب
و الايجاب عنهم اشتهر.
ترجمه: و اگر قابليّت اختصاص بشخص داشته و نوع و جنس اعتبار و لحاظ نشوند
يا قابليّت در وقت بوده و در غير وقت اعتبار نگردد آنرا تقابل عدم و ملكه مشهورى
خوانند.
سپس وجه تسميه آن بمشهورى را بيان كرده و گ فتهايم:
جهت اين نامگذارى آناست كه اينقسم از تقابل عدم و ملكه نزد مردم
معروف و مأنوس است نه معناى اوّل چ ه آنكه معناى اوّل شيئى است كه فقط خواصّ
با آن آشنائى داشته و تعميمى كه در آن هست از قبل ايشان مىباشد و اينقسم از
تقابل عدم و ملكه (عدم و ملكه مشهورى) اصطلاح قاطيغورياس است يعنى
منطقيّين در مبحث مقولات عشر چ نين اصطلاحى را بنيان نهاده تا متعلّمين بسهولت
بمطلوب خود دست يابند.
سپس مىفرمايد:
و تقابل وجودى و عدمى كه در آن قابليّت اعتبار نشده به تقابل سلب و
ايجاب مشهور شده است.
شرح فارسى:
توضيح
مشهورى: اگر قابليّت عدم براى اتّصاف بوجود اختصاص به وقت خاصّى