فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥٣ - حمل شايع
اعنى الماهيّة فتنقل الكلام الى هذا الثّبوت فيكون فرع ثبوت اخرلها و
هكذا فيلزم التّسلسل و هذا لزم من ان يكون مفاد البسيط ثبوت شيئ
لشيئ و ليس كذلك، لانّها، اى البسيطة، ثبوت شيئ قد بدت، لانّ
الوجود للماهيّة ليس من العوارض الخارجيّة و الماهيّة ليست امرا
متحقّقا بدون الوجود حتّى يكون ثبوت شيئ لشيئ، و هى، اى
القاعدة، لكون الشّيئ شيئا قد حوت، لا لكون الشّيئ و هذا طريقة
صدر المتألّهين قده فى دفع هذا الاشكال و امّا غيره فقد ضاق عليهم
المجال و لم يجدوا مخلصا.
ترجمه: در قضيّه هليّت بسيطه قاعده فرعيّه را جارى مكن يعنى در اين قضيّه همچون
قضيّه مركّبه اين طور مگو:
ثبوت شيئ يعنى وجود براى شيئى ديگر كه ماهيّت باشد فرع ثبوت مثبت له
( ماهيّت) است.
و جهتش آنستكه اگر چ نين بگوئى كلام را به ثبوت مثبت له نقل داده و
مىگوئيم:
اين ثبوت فرع از ثبوت ديگر براى ماهيّت مىباشد و بهمين كيفيّت سلسله
ثبوتها ادامه پ يدا كرده و از آن تسلسل لازم مىآيد و نتيجه و ثمره آن اين مىشود كه
مفاد هل بسيطه ثبوت شيئ لشيئ باشد در حاليكه چ نين نيست زيرا هل بسيطه
مفادش ثبوت الشّيئ و وجود آن مىباشد و وجود براى ماهيّت از عوارض خارجيّه
محسوب نشده و اينطور نيست كه ماهيّت بدون وجود امر متحقّق و ثابتى باشد تا
ثبوت وجود براى آن از باب ثبوت الشّيئ لشيئ فرض گ ردد چ ه آنكه طبق گ فته قبل
قضيّه بسيطه عبارتست از ثبوت الشّيئ و قاعده فرعيّه را در جائى مىآورند كه ثبوت
الشّيئ شيئا باشد يعنى قضيّه مركبّه و پ ر واضح است كه ثبوت الشّيئ يعنى قضيّه
بسيطه شيئى است و ثبوت الشّيئ شيئا يعنى قضيه مركّبه شيئ ديگر.
و اين تقرير البتّه طريقهاى است كه صدر المتألّهين در دفع اين اشكال
اختيار نموده و محذور تسلسل را جواب داده است ولى غير ايشان در تنگنا واقع شده