فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤٥ - كلام مرحوم محقق آملى و نقد مؤلف
است و نه فعل و نه حرف و نه كلمه و نه غير آن و بطلان سلب شيىء از نفس را
نمىتوان انكار نمود.
ثانيا: اگر مقسم بودن از عوارض باشد همچون عوارض ديگر مىگوئيم
بفرض تسليم فرق است بين عوارض ماهيّت بعضى از آنها از حاق ذات انتزاع شده
و بر آن حمل مىشوند همچون امكان كه بديهى است حيثيّت ذات ماهيّات عين
حيثيّت امكان است و بعضى ديگر از آنها چ نين نيستند نظير وجود و عدم و شاهد
بر اين مدّعى اينست كه عبارت:
الماهيّة من حيث هى هى ليست الّاهى لا موجودة و لا معدومة صحيح است ولى
قضيّة الماهيّة من حيث هى هى ليست الّاهى لا ممكنة و لا غيرها صحيح نيست زيرا
همانطورى كه گ فتيم ماهيّت در مرتبه ذات همان ماهيّت ممكنه است لا غير.
ثالثا: مقصود از ماهيّت (ما به الشّيىء شيىء) است كه باين معنا شامل
وجود نيز مىشود و بديهى است ماهيّت باين معنا نيز امر انتزاعى بوده و از مصاديق
و افرادى است كه در يك حقيقت تمامشان مشترك هستند و بعبارة اخرى از آن
بجامع انتزاعى تعبير مىكنند مثل اينكه زيد، عمرو، بكر، فرس، بقر را ملاحظه
مىكنيم و از تمام آنها ماهيّت حيوان را انتزاع مىكنيم كه اين ماهيّت در مرتبه
ذاتش هيچكدام از اين افراد نيست امّا پ ر واضح است كه بعد از انتزاع در عين
حالى كه هيچكدام از اين افراد نيست معذلك نفس مقسم اين اشخاص و عين
همين عنوان منتزع است پ س مىتوان گ فت ماهيّت حيوان من حيث هى هى عين
مقسم افراد است.
رابعا: اگر ماهيّت من حيث هى هى مقسم نباشد بلكه ماهيّت در مرتبه
معروضيّت و بعنوان اينكه معروض عوارض است (نه بقيد معروضيّت) مقسم قرار
گ يرد اشكال ديگرى متوّجه مىشود و آن اينست كه مرتبه مقسم در واقع بايد قبل از
مرتبه اقسام باشد و حال آنكه بديهى است كه ماهيّت من حيث هى معروضه
مرتبهاش بعد از عروض عوارض است چ ه آنكه مرتبه هر كدام از معروض و عارض
و لو بعنوان اشتقاقى هم كه باشند (نه بقيد اشتقاقى) از مرتبه عروض متأخّر است و