فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤١ - جواب اين گفتار
بهر تقدير چگ ونه ممكن است قسم شيىء وجود داشته و مقسمش غير موجود باشد و
حال آنكه قسم شيىء عينا همان مقسم بوده بعلاوه قيد زائد بر آن و بين آنها حمل
مواطاة مىباشد.
و حمل مواطاة همان حملى است كه موضوع و محمول در وجود با هم
متّحد مىباشند.
سپس مىفرمايد:
اين نحو استدلال بر وجود كلّى طبيعى اولى و مؤنهاش كمتر از نحوهاى
است كه مشهور بآن متمسّك شدهاند، چ ه آنكه مشهور در اثبات كلّى طبيعى
( لا بشرط مقسمى بمعناى دوّم) فرمودهاند:
كلّى طبيعى جزء شخص بوده و شخص قطعا موجود است و چ ون جزء
موجود، موجود است لا جرم كلّى طبيعى نيز بايد وجود داشته باشد.
شرح فارسى:
توضيح
تقسيم
ماهيّت لا بشرط
ماهيّت لا بشرط نيز دو معنا دارد:
١- لا بشرط قسمى و آن ماهيّتى است كه مقيّد بقيد لا بشرط باشد
چ نان چ ه گ ويند ماهيّت لا بشرط از وجود و عدم.
٢- لا بشرط مقسمى و آن ماهيّتى است كه از تمام قيود حتّى از قيد
لا بشرط نيز مجرّد باشد و از آن در بعضى عبارات بماهيّت مهمله تعبير شده است و
اين قسم از لا بشرط مانند مطلق وجود است كه آنرا بوجود مطلق و مقيّد تقسيم
مىكنند و اصطلاح صحيح كلّى طبيعى اطلاق آن بهمين معناى دوّم است اگرچه
در بعضى از عبائر ديده شده كه بلا بشرط قسمى نيز كلّى طبيعى گ فتهاند ولى اين
اطلاق صحيح نيست زيرا لا بشرط قسمى ظرف آن عقل مىباشد چ ون هر شيىء
مقيّدى بلحاظ تقيدش در عقل است نه در خارج فلذا انسب واصحّ اينست كه بآن