فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٥ - جواب اين گفتار
كرده و به شبهاتى آنرا منكر شدهاند يا نظير اشكالى است كه در تقسيم موجود به
ثابت در ذهن و غير ثابت در آن كردهاند و سابقا اين دو اشكال با جوابش در جلد
اوّل مشروحا بيان شد و جواب در اينجا نيز مشابه همان جواب است يعنى
مىگوئيم: براى ماهيّت بشرط لا بمعناى اوّل دو اضافه است:
١- اضافه و حمل اوّلى كه باين حمل مجرّد است از تمام ماسوى حتّى
از وجود ذهنى.
٢- اضافه و حمل صناعى كه در اين حمل بلحاظ اينكه مصداق آن
مفهوم (بحمل اوّلى) است در ذهن موجود مىباشد و بين اين دو كلام هيچ تهافتى
نيست چ نان چ ه شرحش قبلا گ ذشت.
قوله: بل تجرى فى الوجود عند اهل الذّوق: اهل عرفان نيز اعتبارات در ماهيّت
را نيز در وجود جارى دانسته و گ فتهاند:
وجود گ اهى لا بشرط از تقيدّات ملاحظه مىشود حتّى از قيد لا بشرط بودن
( لا بشرط مقسمى) كه عرفاء بآن حقيقة الحقّ يا غيب الغيوب گ ويند
و گ اهى بشرط لا از اغيار و قيودات است كه از آن بمقام احديّت ذات تعبير
مىنمايند و زمانى آنرا بطور لا بشرط قسمى اعتبار مىكنند و آنرا اشاره به افعال اللّه
مىدانند.
و همانطورى كه بشرط لا در باب اعتبار ماهيّت دو معنا دارد در اينجا نيز
بدو معنا ملاحظه مىشود:
١- بشرط لا از جميع تعيّنات و تقيّدات كه از آن بمرتبه احديّت نام
مىبرند و وجود به اين لحاظ داراى طرف و مضاف اليهى نيست تا بتوان براى آن
نسبت ذهنيّهاى قائل شد.
٢- بشرط لا از اعدام و نقائص كه بآن اصطلاحا صرف الوجود يعنى
مطلق وجودى كه مشوب با ماهيّت نباشد اطلاق مىكنند و به اين معنا شامل نفس
و جميع مافوق آن از مجرّدات ديگر مىشود و در اين معنا اجمالا طرفى براى آن
مىتوان تصوّر نمود كه باعتبار آن نسبت ذهنيّه تعقّل مىشود.