فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٠ - نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيت
موضوع تحقّق داشته باشد.
و سلب اقتضاى شيئى شيىء ديگر را معنايش اين نيست كه مقتضى مقابل
آن مىباشد تا چ نين توّهم شود كه ماهيّت وقتى در مرتبه ذات موجود نبود پ س در
مرتبه مزبور معدوم است يا وقتى واحد فرض نشد پ س بايد كثير باشد و يا كلّى كه
نبود بايد جزئى ملاحظه گ ردد.
شرح فارسى:
توضيح
در اين فقره از عبارت مرحوم مصنّف (ره) به دو امر اشاره مىكند:
١- سلب در قضيه « الماهيّة ليست من حيث هى واحدة او كثيرة» محصّل و
اين قضيّه و اشباهش از قبيل سالبه محصّله هستند نه موجبه معدولة المحمول
همانطورى كه قبلا از مرحوم لاهيجى گ ذشت و چ نان چ ه در محلّ خود مقرّر شده
قضاياى سالبه صدقش متوقّف بر تحقّق موضوع نيست پ س اين قضيّه و امثالش
صادق است و لو موضوع نداشته باشند و حال آنكه اگر معدوله موجبه باشد صدقش
متوقّف بر تحقّق موضوع است.
٢- قبلا گ فته شد كه ارتفاع نقيضين اگرچه محال است و لكن نسبت
بمرتبه ذات و مقام ماهيّت ممكن و جايز مىباشد ولى بهمان معنائى كه گ فته شد
اينك در عبارت فوق (و لا اقتضاء شيىء شيئا الخ) ببيانى ديگر مطلب قبل را تقرير
نموده و در ضمن توّهمى كه در مقام شده است دفع مىكنند و حاصل دفع اينست
كه:
اگر گ فتيم ماهيّت من حيث هى اقتضاء وحدت را ندارد معنايش اين
نيست پ س مقتضى كثرت است تا در نتيجه اگر اقتضاء كثرت را نيز از آن سلب
نموديم ارتفاع نقيضين لازم بيايد يا مثلا اگر گ فتيم ماهيّت به لحاظ ذاتش مقتضى
وجود نيست نقيض آن اقتضاء عدم نميباشد تا بالمآل از رفع اوّلى اثبات دوّمى
حتمى باشد و در غير اين صورت ارتفاع نقيضين شود و سرّ اين مدّعى اينست كه
چ نان چ ه در بخش منطق گ فته شد نقيض هر شيىء رفع همان شيىء است نه اثبات