فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١٧ - نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيت
مثلا.
مرتبة، مفعول فيه لمشتقّ بعده، نقائض منتفية، و ارتفاع النّقيضين
عن المرتبة جايز لانّ معناه انّ كلّ واحد منهما ليس عينا للماهيّة و لا
جزء منها و ان لم يخلو عن احدهما فى الواقع على ان نقيض الكتابة
فى المرتبة عدم الكتابة فى المرتبة على ان يكون الظّرف قيدا للمنفى لا للنّفى
كما قلنا:
ترجمه: ماهيّت باعتبار خودش و باصطلاح من حيث هى هى چ يزى غير خودش
نيست يعنى هر ماهيّتى از ماهيّات از حيث ملاحظه نفسش غير از خودش امر ديگرى
نبوده نه موجود مىتوان آنرا دانست و نه معدوم نه واحد خواند و نه كثير نه كلّى است
و نه جزئى و نه غير اينها لذا همانطورى كه وجود و عدم هيچيك عين و يا جزء ديگرى
نيست بلكه وجود، وجود بوده و عدم، عدم مىباشد عينا هر كدام از ايندو نسبت به
سواد مثلا نيز همينطور مىباشند يعنى سواد كه ماهيّتى از ماهيّات است نه وجود
بوده و نه عدم مىباشد. سپس ميفرمايد:
نقائض در مرتبه ماهيّت منتفى هستند و ارتفاع نقيضين از مرتبه ماهيّت
ممكنست زيرا معناى ارتفاع نقيضين از ماهيّت اينستكه هيچيك از نقيضين نه عين
ماهيّت بوده و نه جزء آن مىباشد اگرچه در واقع و نفس الامر خالى از يكى
نمىباشد البتّه اينكه گ فته شد ارتفاع نقيضين از مرتبه ماهيّت جايز و ممكنست بنابر
اينستكه نقيض كتابت در مرتبه عدم كتابت در مرتبه بوده باشد باين بيان كه ظرف
يعنى « فى المرتبه» را قيد براى منفى قرار داده نه نفى چ نان چ ه در بيت بعدى
گ فتهايم:
شرح فارسى:
توضيح
ماهيّت را بدو نحو مىتوان ملاحظه نمود:
١- بلحاظ وجود و تحقّقش كه در اين صورت يا كلّى است و يا جزئى،
واحد است يا كثير، طويل است يا قصير، ابيض است يا اسود و همچنين اوصاف