فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٠ - بحث هفتم سبب احتياج ممكن به مؤثر
و اشاعره معتقدند كه صفات حقيقيّه زائده لازمه وجود آن جناب است.
و معتزله گ ويند: احوال را بايد لازمه وجودش قرار داد.
و در قبال تمام اين دسته فرقه صوفيّه اعيان ثابته را لازمهاش دانستهاند.
بايد توجّه داشت كه اين لوازم قطعا واجب الوجود نيستند و دليل ما بر اين
ادّعاء دلائل توحيد مىباشد در نتيجه لوازم مذكور ذاتا ممكن الثّبوت بوده و بالعرض
واجب الثّبوت هستند يعنى بملاحظه ذات باريتعالى آنها را بايد واجب دانست، پ س
ثابت شد كه تأثير مشروط به سابق بودن عدم نميباشد.
حال اگر خصم ما بگويد:
كلام در افعال بوده و امور ياد شده از اين سنخ نميباشند.
در جواب گ وئيم:
مقصود ما اينستكه دوام و سابق نبودن مانع از استناد آنها به ذات حقتعالى
نيست و قاعده عقليّه تخصيص نخورده است.
و همچنين در تقرير مدّعاى خود مىگوئيم:
براى هر ماهيّتى لازمى است كه مستند به ماهيّت بوده و از آن زمانا متأخّر
نبوده و بين آن و ماهيّت عدم فاصله نشده است.
شرح فارسى:
توضيح
دليل دوّم
شرح ايندليل مانند دليل اوّل محتاج به تمهيد مقدّمهايست:
براى وجود حقتعالى لوازمى است كه سالكين طريق معرفت در تقرير آن با
هم اختلاف داشته و بچهار فرقه تقسيم شدهاند:
١- حكماء: براى ذات اقدسش صفات اضافيّه قائل شده و آنها را ممكن
قديم دانستهاند همچون عالميّت، قادريّت، خالقيّت، رازقيّت و مشابه اينها البتّه ايشان
خود دو مشرب دارند:
الف: مشرب اشراقيّين كه انوار قاهره را لازمه ذات حضرتش قرار دادهاند و