فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٤ - مثال امكان بالقياس
مىسنجيم نه وجودش نسبت بآن لازم و ضرورى است و نه عدمش و بعبارت ديگر:
آن غير نه از وجود آن اباء و امتناع دارد و نه از عدمش.
البتّه اين معنا در اشيائى است كه بين آنها و منسوب اليهشان علّيّت نباشد
يعنى يكى علّت و ديگرى معلول محسوب نشود و همچنين نبايد هر دو معلول براى
علّت ثالثهاى فرض گ ردند.
شرح عربى: ثمّة عاطفة، كالمفروض واجبين، اذ لا علاقة لزوميّة اقتضائيّة بينهما
و الّا لم يكونا او احدهما واجبا، هذا خلف.
فكلّ واحد منهما لا يأبى عن وجود الآخر و لا عن عدمه و هذا الفرض له
فوائد علميّة أخرى كما فى مسئلة نفى الاجزاء عن الواجب و غيرها.
ترجمه: مرحوم مصنّف سپس مىفرمايد:
مثال امكان بالقياس مانند آنچه در واجبين فرض مىشود، زيرا علاقه
لزوميّه اقتضائيّه بين ايندو نيست و الّا يا هيچكدام و يا يكى از آندو نبايد واجب باشند
و اين خلاف فرض است.
پ س هر كدام از ايندو نه از وجود ديگرى اباء داشته و نه از عدمش.
و اين فرض البتّه برايش فوائد عمليّه ديگرى وجود دارد مانند آنچه در مسئله
نفى اجزاء از واجب مورد استفاده واقع مىشود و نيز فائده ديگرى كه در غير اينمسئله
مورد حاجت واقع مىشود.
شرح فارسى:
توضيح
مثال امكان بالقياس
اگر دو شيىء واجب الوجود را فرض كرديم قهرا هر كدام نسبت به ديگرى
وجودشان ممكن ميشود زيرا نه بينشان علاقه لزوميّه اقتضائيّه است تا يكى علّت و
ديگرى معلول باشد و نه هر دو معلول علّت ثالثى هستند پ س قهرا هيچكدام نسبت