پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - شرح و تفسير يك اندرز جامع!
اين تناقض در احوال نيز كه در زمان عافيت مغرور و در زمان ابتلا مأيوس مىشوند از عجايب است و اثر مستقيم همان ضعف ايمان و اراده و غلبه هواى نفسانى است.
اين در حالى است كه حالت عافيت قابل اعتماد نيست و «از نسيمى دفتر ايام بر هم مىخورد» و با گذشتن يك روز و حتى يك ساعت ممكن است همه چيز عوض شود و نيز حالت ابتلا و گرفتارى ابدى نيست كه سبب يأس انسان گردد، زيرا گاه از دل گرفتارىها گشايش برمىخيزد و به گفته امام عليه السلام در حكمت ٣٥١
«عِنْدَ تَنَاهِي الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ، وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الرَّخَاءُ
؛ هنگامى كه سختىها به آخرين درجه شدت برسد فرج نزديك است و در آن هنگام كه حلقههاى بلا تنگ شود راحتى و آرامش فرا مىرسد».
قرآن در سوره «هود» آيه ٩ و ١٠ مىگويد: «وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ* وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَآءَ بَعْدَ ضَرَّآءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّى إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ»؛ و اگر از جانب خويش، رحمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود. و اگر بعد از ناراحتى و زيانى كه به او رسيده، نعمتهايى به او بچشانيم، به يقين مىگويد:
بدىها از من برطرف شده (و ديگر باز نخواهد گشت) و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مىشود».
در حديثى كه در كتاب شريف كافى آمده مىخوانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزى موسى نشسته بود كه ناگهان ابليس به سراغ او آمد در حالى كه كلاه بلند رنگارنگى به سر داشت. هنگامى كه نزديك موسى رسيد كلاه را از سر برداشت و در برابر وى ايستاد و سلام كرد. موسى گفت: تو كيستى؟ گفت: من ابليسم.
موسى گفت: خدا هرگز خانه تو را به ما نزديك نكند. ابليس گفت: من آمدهام كه به تو سلام كنم به موجب مقامى كه در درگاه خدا دارى. موسى گفت: پس اين