پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - شرح و تفسير عيوب پنهان شدن زمامدار از ديد مردم
و حواشى در نظر او كوچك جلوه دهند ممكن است وقتى خبردار شود كه شيرازه كشور از هم گسيخته باشد.
اين يكى از دستورات مهم اسلام است و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و حاكم عادلى همچون على عليه السلام با دقت آن را رعايت مىكرده است؛ هنگامى كه حاكمان جور بنىاميّه و امثال آنها بر سر كار آمدند وضع دگرگون شد و حاجبان درگاه از ارتباط آحاد مردم با آن خلفاى جور جلوگيرى مىكردند. حتى طبق بعضى از تواريخ گاه مىشد كه ارباب حاجت ماهها بر در كاخ حكومت و حتى گاهى به مدت يك سال رفت و آمد مىكردند؛ ولى آنها را به درون راه نمىدادند. [١]
به همين دليل مردم به كلى از آنها جدا شدند و ادامه حكومتشان جز با استبداد و كشتار بىگناهان امكانپذير نبود.
سپس امام عليه السلام به سه دليل ديگر براى نهى از پنهان ماندن زمامدار از مردم توسل مىجويد كه هر يك به تنهايى مىتواند براى اثبات اين واقعيت كافى باشد.
نخست مىفرمايد: «زيرا والى فقط يك انسان است كه امورى را كه مردم از او پنهان مىدارند نمىداند و حق، هميشه علامتِ مشخصى ندارد و نمىتوان هميشه «صدق» را در چهرههاى مختلف از «كذب» شناخت»؛
(وَإِنَّمَا الْوَالِي بَشَرٌ لَا يَعْرِفُ مَا تَوَارَى عَنْهُ النَّاسُ بِهِ مِنَ الْأُمُورِ، وَلَيْسَتْ عَلَى الْحَقِّ سِمَاتٌ [٢] تُعْرَفُ بِهَا
ضُرُوبُ الصِّدْقِ مِنَ الْكَذِبِ)
. اين دليل بسيار روشنى است كه زمامدار «عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ» و حق و باطل نيز هميشه نشاندار نيست، بهترين راه شناخت اين است كه با واقعيات بدون واسطه تماس داشته باشد تا از آنچه در كشورش مىگذرد به طور صحيح با خبر گردد.
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٧، ص ٩٣
[٢]. «سِمات» جمع «سِمَة» به معناى علامت است