پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - ترجمه
تا گوشت و استخوانت و تر و خشكت به هم درآميزد و حتى نتوانى بر زمين بنشينى و (تو را چنان محاصره مىكنند كه) از پيش رويت همانگونه خواهى ترسيد كه از پشت سرت. اين فتنه (فتنه جمل) به آن آسانى كه تو فكر مىكنى نيست، بلكه حادثه بزرگى است كه بايد بر مركبش سوار شد و سختىهايش را هموار كرد و كوه مشكلاتش را صاف نمود. انديشه خود را به كار گير و مالك كار خود باش و بهره و نصيبت را درياب (و در ميدان جهاد اسلامى با ما همراه باش) ولى اگر اين كار براى تو خوشايند نيست (و لجوجانه بر فكر خود اصرار دارى، از فرماندارى كوفه) كنار برو (و بدان) نه گشايشى براى تو خواهد بود و نه نجاتى (نه راه رستگارى در دنيا و نه رستگارى در آخرت) اگر تو در خواب فرو روى سزاست كه ديگران انجام وظيفه كنند و آنچنان به دست فراموشى سپرده شوى كه نگويند فلانى كجاست. به خدا سوگند اين راه (كه ما مىرويم) راه حقى است كه به دست مرد حق انجام مىگيرد و من باكى ندارم كه خدانشناسان (همچون تو) چه كار مىكنند. والسلام.
شرح و تفسير
امام عليه السلام نخست مىفرمايد: «اين نامهاى است از بنده خدا اميرمؤمنان به عبد اللَّه بن قيس (ابوموسى اشعرى) اما بعد (از حمد و ثناى الهى) سخنى از تو به من گزارش داده شده كه هم به سود توست و هم به زيان تو»؛
(مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ قَوْلٌ هُوَ لَكَ وَعَلَيْكَ)
. اين تعبير امام ظاهراً اشاره به همان مطلبى است كه در بالا آمد كه ابو موسى به مردم كوفه گفت: ياران پيامبر از شما به مسائل آشناترند. اين از يك نظر به نفع خود او بود. ولى از نظر ديگر به زيان او، زيرا مصاحبت و همنشينى على عليه السلام از همه اصحاب بيشتر و عميقتر بود؛ از روز آغاز بعثت پيغمبر اسلام تا لحظات