پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - شرح و تفسير تجارت و صنعت را اينگونه سامان ده
خداست هر زمان بخواهد آن را بالا مىبرد و هر زمان بخواهد پايين مىآورد». [١]
اين جمله اشاره لطيفى است به همان مسأله عرضه و تقاضا كه بهطور طبيعى قيمتها را تعيين مىكند؛ يعنى اساس در نرخگذارى همان عرضه و تقاضاست؛ ولى در موارد خاصى حكومت اسلامى مىتواند دخالت كند و قيمتها را تحت كنترل درآورد.
حضرت در پايان اين بخش مىفرمايد: «هر گاه كسى بعد از نهى تو از احتكار دست به چنين كارى زند او را كيفر ده؛ ولى هرگز در مجازات زياده روى نكن»؛
(فَمَنْ قَارَفَ [٢] حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ [٣]، وَعَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ)
. اگر چه «قارف» از ريشه «مقارفه» به معناى اكتساب و بهدست آوردن چيزى بهكار مىرود؛ ولى با توجّه به اينكه از ريشه قَرْف (بر وزن حرف) به معناى كندن پوست از درخت و مانند آن است ممكن است در اينجا اشاره به اين نكته باشد كه محتكران در واقع با عملشان پوست نيازمندان و فقرا را مىكنند و به همين دليل مستحق مجازات اند.
تعبير به «نكّل»؛ (مجازات كن) از ماده «تنكيل» و از ريشه نَكْل (بر وزن أكل) به معناى لجام حيوان گرفته شده نشان مىدهد كه منظور از اين مجازات همان مجازات بازدارنده است كه از آن تعبير به تعزير مىشود. هدف انتقامجويى نيست بلكه هدف آن است كه محتكر را از تكرار عمل بازدارند و ديگران هم عبرت گيرند و به سراغ احتكار نروند.
به هر حال تصريح به مجازات محتكر دليل روشنى است كه احتكار از گناهان كبيره است، زيرا تعزير تنها در گناهان كبيره آمده است.
[١]. من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ٢٦٥، ح ٣٩٥٥
[٢]. «قارَفَ» از ريشه مقارفة به معناى نزديك شدن به چيزى يا ارتكاب عملى است
[٣]. «نَكِّلْ بِهِ» يعنى او را كيفر ده از ريشه «تنكيل» به معناى كيفر و مجازات دادن گرفته شده است