پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - شرح و تفسير ماجراى صفين در چند جمله
برسانيم يا خودمان در اين راه كشته شويم.
هنگامى كه ابومسلم اين نامه را به امام رساند امام به مسجد آمد در حالى كه مردم خبردار شده و حدود ده هزار نفر مسلح اجتماع كرده بودند و همه فرياد مىزدند: «كُلُّنا قَتَلَةُ عُثْمانٍ؛ همه ما قاتلان عثمانيم» [١] و به همين دليل امام عليه السلام در خطبه ١٦٨ در پاسخ جمعى از صحابه كه از او خواستند تكليف قاتلان عثمان را روشن سازد فرمود:
«يَا إِخْوَتَاهُ! إِنِّي لَسْتُ أَجْهَلُ مَا تَعْلَمُونَ، وَلكِنْ كَيْفَ لِي بِقُوَّةٍ وَالْقَوْمُ الْمُجْلِبُونَ عَلَى حَدِّ شَوْكَتِهِمْ، يَمْلِكُونَنَا وَلَا نَمْلِكُهُمْ؛
برادران من! از آنچه شما مىدانيد من بىاطلاع نيستم؛ ولى چگونه مىتوانم (در شرايط فعلى) قدرت بر اين كار را (مجازات قاتلان عثمان) به دست آورم؟ آنان (كسانى كه بر عثمان شوريدند) همچنان بر قدرت و شوكت خويش باقىاند و (در حال حاضر) بر ما مسلّطاند و ما بر آنها سلطهاى نداريم».
از اينجا روشن مىشود كه معاويه با اطلاع از اين امور مىخواست مسأله بيعت كردن را به امر محال موكول كند؛ امرى كه ظاهرش عوام فريبانه و باطنش نافرمانى شيطنت آميز بود.
سپس امام عليه السلام در ادامه اين سخن پاسخ آنها را به اين دعوت مسالمت آميز و عاقلانه و منصفانه چنين بيان مىفرمايد: «آنها گفتند: ما مىخواهيم اين درد را با دشمنى و جنگ درمان كنيم، آرى آنها (از پيشنهاد من درباره اقدام مسالمتآميز) سر باز زدند تا جنگ بالهاى خود را گشود و استقرار يافت، شعلههايش بالا گرفت و شديد شد»؛
(فَقَالُوا: بَلْ نُدَاوِيهِ بِالْمُكَابَرَةِ [٢] فَأَبَوْا حَتَّى جَنَحَتِ الْحَرْبُ
وَرَكَدَتْ، وَوَقَدَتْ نِيرَانُهَا وَحَمِشَتْ [٣])
.______________________________
(١). اخبار الطوال، ص ١٦٢ و ١٦٣
(٢). «مُكابِرَةَ» به معناى برترى جويى، عداوت، دشمنى، لجاجت و درگيرى در امور منفى است
(٣). «حَمِشَ» از ريشه «حَمْش» بر وزن «فرش» به معناى تهييج كردن و به خشم آوردن و برانگيختن گرفته شده و در اينجا به معناى شدت جنگ است