پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - شرح و تفسير
آنگاه مغنيه مىافزايد: هنگامى كه مسلمانان از نيّت طليحه و قصد اشغال مدينه بهوسيله او آگاه شده همگى دست به دست هم دادند تا با او بجنگند و امام اميرمؤمنان عليه السلام نيز از گوشه عزلت بيرون آمد و در محلى نزديك به مدينه در برابر آنها موضع گرفت و ديگران به امام پيوستند و به او اقتدا كردند. طليحه شبانه به مدينه حمله كرد و مسلمانان در كمين او بودند؛ لشكر او را از هم متلاشى ساختند و گروهى را كشتند و به هيچ يك از مسلمانان آسيب نرسيد. طليحه فرار كرد و يارانش بعد از يقين به كذب او پراكنده شدند و او به نواحى شام رفت و اظهار توبه و اسلام كرد تا از قتل در امان باشد. هنگامى كه ابوبكر از دنيا رفت به مدينه آمد و با عمر بيعت نمود. [١]
اين ماجرا را طبرى در تاريخ خود به طور مشروح در حوادث پس از رحلت پيغمبر اكرم در حوادث سال يازدهم آورده است.
امام باقر عليه السلام در حديث پرمعنايى مىفرمايد:
«إِنَّ النَّاسَ لَمَّا صَنَعُوا مَا صَنَعُوا إِذْ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ لَمْ يَمْنَعْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام مِنْ أَنْ يَدْعُوَ إِلَى نَفْسِهِ إِلَّا نَظَراً لِلنَّاسِ وَتَخَوُّفاً عَلَيْهِمْ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنِ الْإِسْلَامِ فَيَعْبُدُوا الْأَوْثَانَ وَلَا يَشْهَدُوا أَنْ لَاإِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَكَانَ الْأَحَبَّ إِلَيْهِ أَنْ يُقِرَّهُمْ عَلَى مَا صَنَعُوا مِنْ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ جَمِيعِ الْإِسْلَام؛
اگر اميرمؤمنان سكوت فرمود و مردم را به سوى خويش دعوت نكرد تنها به اين سبب بود كه ملاحظه حال مردم را فرمود كه مبادا از اسلام مرتدّ بشوند و به سوى بت پرستى روى آورند و شهادت به وحدانيت خداوند و نبوّت پيغمبر اسلام را ترك گويند و آن حضرت مصلحت در اين ديد كه آنها را بر انحرافى كه در امر خلافت داشتند رها سازد مبادا تمام اسلام را ترك گويند». [٢]
[١]. فى ظلال نهجالبلاغه، ج ٤، ص ١٥٠
[٢]. كافى، ج ٨، ص ٢٩٥، ح ٤٥٤