پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤ - شرح و تفسير در برابر خوارج با سنت پيامبر استدلال كن
مىگويند: آرى. سپس تمام ايرادهاى آنها را به اين طريق پاسخ بگو:
اما اينكه من اجازه دادم عنوان اميرمؤمنان را حذف كنند اين در واقع اقتدا به پيغمبر اكرم بود كه در روز حديبيه در صلحنامهاى كه با مشركان داشتيم من نوشتم:
«هذا ما صالَحَ بِهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»
نماينده مشركان ايراد كرد ما او را رسول خدا نمىدانيم حذف كن پيغمبر صلى الله عليه و آله به من امر فرمود چنين كن و اين عنوان محو شد و به من فرمود: اى على تو هم گرفتار شبيه همين موضوع خواهى شد. اين پاسخ براى خوارج مطرح شد و آنها پذيرفتند.
اما اينكه گفتيد: من در خودم شك كردم چون به حكمين گفتم: آن كس را كه شما صالحتر مىدانيد تثبيت كنيد، اين شبيه چيزى است كه قرآن مجيد به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور داده كه بگويد: « «إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ في ضَلالٍ مُبينٍ»؛ و ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در گمراهى آشكارى هستيم». [١] در حالى كه به يقين پيغمبر بر حق بود. خوارج اين را شنيدند و پذيرفتند.
اينكه گفتيد: من با اينكه در داورى از همه برترم چرا داورى حكمين را پذيرفتم، اين همانند كار پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله است كه درباره يهود بنىقريظه حكميت را به سعد بن معاذ داد در حالى كه خودش در داورى از همه برتر بود و قرآن مىگويد: « «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ به يقين براى شما در زندگى پيامبر خدا سرمشق نيكويى بود». [٢] من به آن حضرت تأسى كردم. هنگامى كه خوارج اين را شنيدند پذيرفتند.
اما اينكه مىگوييد: چرا سلاحها و حيوانات دشمن را پس از پيروزى در جنگ جمل تقسيم كردم اما زنان و فرزندانشان را برده شما نساختم، من خواستم منّتى بر اهل بصره بگذارم همان كارى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با اهل مكه كرد. به
[١]. سبأ، آيه ٢٤
[٢]. احزاب، آيه ٢١