پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦ - ١ سلمان فارسى كيست؟
مىداشت (و بقيه را انفاق مىكرد) اين دو حديث با هم منافاتى ندارد ممكن است حديث اوّل مربوط به زمانى باشد كه سلمان تاب و توان كار كردن را داشته و حديث دوم مربوط به هنگامى كه بر اثر كهولت توانايى خود را از دست داده بود.
مرحوم علّامه مجلسى در شأن ورود حديث
«سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»
مطلبى نقل مىكند كه روزى سلمان فارسى وارد مجلس رسول خدا شد. حاضران او را گرامى داشتند و به احترام سن و سال و ارتباط زياد وى با پيغمبر اكرم او را احترام كردند و به صدر مجلس هدايت نمودند. ناگهان «عمر» وارد شد نگاهى به او كرد و گفت: اين مرد عجمى كه در ميان عربها در بالا نشسته است كيست؟ پيغمبر اكرم (ناراحت شد و) به منبر رفت و خطبهاى خواند و فرمود: همه انسانها از زمان خلقت آدم تا امروز؛ مانند دندانههاى شانه برابرند
«لا فَضْلَ لِلْعَربيِّ عَلَى الْعَجَمي وَلا لِلْأحْمَرِ عَلَى الْأسْوَدِ إلّابِالتَّقْوى؛
عرب بر عجم و سفيد پوست بر سياهپوست برترى ندارد جز با تقوا» سپس افزود:
«سَلْمَانُ بَحْرٌ لَايُنْزَفُ وَكَنْزٌ لَا يَنْفَدُ سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ سَلْسَلٌ يَمْنَحُ الْحِكْمَةَ وَيُؤْتِي الْبُرْهَانَ؛
سلمان درياى عميقى است كه آبش تمام نمىشود و گنجى است كه پايان نمىگيرد سلمان از ما اهل بيت است سلمان آبشارى است كه پيوسته علم و دانش و برهان از او فرو مىريزد». [١]
از بعضى روايات نيز استفاده مىشود سلمان از كسانى بود كه بعد از رحلت پيغمبر اكرم آماده براى حمايت از خلافت على عليه السلام شد؛ ولى چون او و يارانش در اقليت واقع شدند سكوت اختيار كردند. [٢]
روايات فراوان ديگرى در فضيلت سلمان نقل شده كه از نهايت عظمت مقام
[١]. بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٣٤٨، ح ٦٤
[٢]. همان مدرك، ص ٣٢٨، ح ٣٦ و ٣٧