پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢ - شرح و تفسير
نهجالبلاغه مىتواند اشاره به بيعتى باشد كه معاويه براى خود براى خلافت از اهل شام گرفت. [١]
طبرى در كتاب خود در حوادث سال ٦٠ هجرى نقل مىكند كه معاويه از اهل شام در اين سال در ماه ذى القعده بعد از پايان كار حكَمين به عنوان خلافت پيامبر بيعت گرفت در حالى كه قبلًا براى مطالبه خون عثمان از آنها بيعت گرفته بود. [٢]
اين احتمال نيز داده شده كه منظور امام بيعت گرفتن معاويه نسبت به مطالبه خون عثمان باشد، زيرا اين كار در حد او نيست؛ اين گونه خونها را صاحبان خون (در درجه اوّل فرزندان) از امام مسلمانان مطالبه مىكنند؛ معاويه نه از اولياى دم بود و نه امام المسلمين و در واقع همانطور كه امام مىفرمايد همه اينها براى فرار از پذيرش حق؛ يعنى بيعت با اميرمؤمنان على عليه السلام بود.
اين تعبيراتِ گويا و حسابشده پرده را از روى مغالطهكارىهاى معاويه در نامهاش برمىدارد و هدف نهايى او را كه رسيدن به حكومت به ناحق مصر و شام يا حكومت بر قاطبه مسلمانان است برمىدارد. امام نيّات فاسد واقعى او را آشكار مىسازد، هرچند بر خردمندان نه در آن زمان و نه در اين زمان مخفى و پنهان نبوده و نيست.
آنگاه امام دليل اين ادعاى باطل را چنين بيان مىكند و مىفرمايد: «همه اين كارها براى فرار از حق و انكار چيزى بود كه پذيرش آن از گوشت و خونت براى تو لازمتر بود و نيز براى اين بود كه از چيزى كه گوش تو شنيده و سينهات از آن پر شده فرار كنى»؛
(فِرَاراً مِنَ الْحَقِّ، وَجُحُوداً لِمَا هُوَ أَلْزَمُ لَكَ مِنْ لَحْمِكَ وَدَمِكَ، مِمَّا قَدْ وَعَاهُ سَمْعُكَ وَمُلِئَ بِهِ صَدْرُكَ)
.______________________________
(١). فى ظلال، ج ٤، ص ١٦٦
(٢). تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٣٩