پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤ - شرح و تفسير فراموش مكن براى چه به دنيا آمدهاى
لِنُبْتَلَي بِهَا)
. امام عليه السلام در موارد مختلف به اين حقيقت اشاره فرموده است كه دنيا هرگز نبايد هدف نهايى افراد با ايمان باشد، بلكه وسيله و ابزارى است براى رسيدن به آخرت، دانشگاهى است كه در آن درس مىآموزيم و تجارت خانهاى است كه در آن براى سراى ديگر تجارت مىكنيم. ميدان تمرينى است كه در آن خود را براى مسابقه در ميدان محشر آماده مىسازيم، پلى است كه بايد از آن عبور كنيم و آنجا را براى اقامتگاه خود انتخاب نكنيم.
در اينجا نيز امام همين حقيقت را بار ديگر به معاويه و به تمام كسانى كه اين نامه به دست آنها مىرسد و به ما كه مخاطبان غير مستقيم آن هستيم گوشزد فرموده است.
بسيارى از افراد، اين حقيقت را در سخن مىگويند؛ اما عملًا چنان رفتار مىكنند كه گويى جز اين دنيا چيزى در كار نيست.
آنگاه امام عليه السلام مىافزايد: «خداوند مرا بهوسيله تو و تو را بهوسيله من در معرض امتحان در آورده و يكى از ما را حجت بر ديگرى قرار داده است (من حجت الهى در برابر تو هستم)»؛
(وَقَدِ ابْتَلَانِي اللَّهُ بِكَ وَابْتَلَاكَ بِي، فَجَعَلَ أَحَدَنَا حُجَّةً عَلَى الْآخَرِ)
. بديهى است خداوند در اين دار امتحان، افراد را بهوسيله يكديگر آزمايش مىكند؛ امام عليه السلام را بهوسيله معاويه تا صبر و تحمل و ايستادگى بر اصول اسلام آزمايش كند مبادا به درخواست معاويه؛ يعنى حكومت شام براى جلب رضايت او تن در دهد و معاويه نيز بهوسيله امام آزموده مىشود كه آيا حاضر است چشم از حكومت غاصبانهاى بپوشد و دست از تهمت و دروغ قتل عثمان بهوسيله امام بردارد و دست بيعت در دست آن حضرت بگذارد و تسليم شود؟
ابن ابىالحديد سنّى معتزلى امتحان شدن امام بهوسيله معاويه و بالعكس را به