پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - ١ سلمان فارسى كيست؟
اشاره به يكى از شگفتىهاى دنيا كه بسيارى از امورى كه بيشتر براى انسان اطمينانآفرين است متزلزلتر است و يا بسيارى از كسانى كه به آنها بيشتر اعتماد مىكند از آنها ضربه سنگينترى مىخورد و اينها نشان مىدهد كه هيچ چيز دنيا قابل اعتماد نيست و عاقل نبايد به آن دل خوش كند. تاريخ دنيا نيز گواه صدقى بر اين حقيقت است؛ بسيار اتفاق افتاده كه محكمترين حكومتها يكشبه دگرگون شده و قوىترين زمامداران يكروزه جاى خود را به ديگرى دادهاند.
شاعر شيرينزبان معاصر در اين باره زيبا سروده است:
|
اى دل عبث مخور غم دنيا را |
فكرت مكن نيامده فردا را! |
|
|
بشكاف خاك را و ببين آنگه |
بىمهرى زمانه رسوا را |
|
|
اين دشت خوابگاه شهيدان است |
فرصت شمار وقت تماشا را |
|
|
از عمرِ رفته نيز شمارى كن |
مشمار جَدْى و عقرب و جوزا را |
|
|
اين جويبار خرد كه مىبينى |
از جاى كنده صخره صمّا را |
|
|
آموزگار خلق شديم امّا |
نشناختيم خود الف و با را |
|
|
بت ساختيم در دل و خنديديم |
بر كيش بد برهمن و بودا را |
|
|
در دام روزگار ز يكديگر |
نتوان شناخت پشّه و عنقا را |
|
|
اى باغبان سپاه خزان آمد |
بس دير كِشتيم اين گُل رعنا را [١] |