پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - شرح و تفسير
بيعت با ابو بكر بعد از ماجراى سقيفه است) من دست نگه داشتم (و گوشهگيرى را برگزيدم) تا اينكه ديدم گروهى از اسلام بازگشته و مرتد شدهاند و مردم را به نابود كردن دين محمد- صلى اللَّه عليه وآله وسلم- دعوت مىكنند. (اينجا بود كه) ترسيدم اگر اسلام و اهلش را يارى نكنم شاهد شكافى در اسلام يا نابودى آن باشم كه مصيبتش براى من از رها ساختن خلافت و حكومت بر شما بزرگتر باشد؛ حكومتى كه متاع و بهره دوران كوتاه زندگى دنياست و آنچه از آن بوده است (به زودى) زوال مىپذيرد همانگونه كه سراب زائل مىگردد و يا همچون ابرهايى است كه (در مدت كوتاهى) پراكنده مىشوند. از اين رو من براى دفع اين حوادث به پا خاستم و حاكمان وقت (را در برابر توطئه دشمنان) يارى كردم تا باطل از ميان رفت و نابود شد و دين از تزلزل باز ايستاد و استوار ماند.
شرح و تفسير
امام عليه السلام اين نامه را همچون بسيارى از نامهها بعد از حمد و ثناى الهى با نبوّت پيغمبر اسلام و اوصاف برجسته او شروع مىكند و مىفرمايد: «اما بعد از حمد و ثناى الهى، خداوند سبحان محمد- صلى اللَّه عليه وآله وسلم- را فرستاد تا بيمدهنده جهانيان و شاهد و حافظ (آيين) انبيا (ى پيشين) باشد»؛
(أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ، وَمُهَيْمِناً [١] عَلَى الْمُرْسَلِينَ)
.______________________________
(١). «مُهَيْمِن» درباره ريشه اين واژه در ميان ارباب لغت دو قول وجود دارد: بعضى آن را از ريشه «هيمن» مىدانند كه به معناى مراقبت و حفظ و نگاهدارى است و بعضى آن را از ريشه «ايمان» مىدانند كه همزه آن تبديل به هاء شده سپس الف آن حذف گرديده و در اين صورت «هيمن» به معناى آرام بخشيدن است، بنابراين طبق تفسير اوّل «مُهَيْمِن» به كسى گفته مىشود كه بر چيزى مسلّط است و از آن مراقبت و نگاهدارى مىنمايد و به معناى دوم به كسى گفته مىشود كه سبب آرامش اشخاص يا اشيايى مىگردد و مناسب در اينجا همان معناى اوّل است