پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - نكته چگونگى حبط اعمال
آيات قرآن «باطل» بر آن عطف شده است: در آيه ١٦ سوره هود مىخوانيم:
«أُولئِكَ الَّذينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ ما صَنَعُوا فِيهَا وَباطِلٌ مَّا كانُوا يَعْمَلُونَ».
ولى در اصطلاح علماى كلام و عقايد اين است كه اعمال نيكِ انسان بواسطه گناهانى كه انجام مىدهد از ميان برود. جمعى از بزرگان اين علم، حبط و احباط را باطل شمرده و آن را مخالف دليل عقل و نقل دانستهاند.
دليل عقلى آنان اين است كه احباط اعمال موجب ظلم است، زيرا نتيجه آن اين است كه اگر كسى ثواب كمترى انجام دهد و گناه بيشترى داشته باشد اگر گناهان او تمام اعمال نيك را از بين ببرد، همانند كسى خواهد بود كه اصلًا كار نيكى نكرده است و اين ستمى در حق اوست.
از دليل نقلى آيه شريفه سوره زلزال را عنوان كردهاند كه مىگويد: « «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»؛ پس هر كس هموزن ذرّهاى كار خير انجام دهد آن را مىبيند و هر كس ذرّهاى كار بد كرده آن را (نيز) مىبيند». [١]
البته آنها يك مورد را استثنا كردهاند و آن جايى است كه انسان در آخر عمر بىايمان از دنيا برود كه اعمال او در اين صورت حبط خواهد شد.
قرآن مجيد نيز در آيات زيادى سخن از حبط اعمال به ميان آورده؛ ولى غالباً در مورد كافران است كه در آن اتفاق نظر وجود دارد.
در جواب مىتوان گفت: ممكن است اين نزاع به نزاعى لفظى باز گردد، زيرا آنچه صحيح نيست اين است كه به نحو يك قاعدهاى كلى بگوييم: هميشه حسنات و سيئات با هم سنجيده مىشوند و آن سو كه غلبه دارد ديگرى را از بين مىبرد و به اصطلاح كسر و انكسار حاصل مىشود؛ ولى به صورت قضيه جزئيه
[١]. زلزال، آيه ٧ و ٨