پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - شرح و تفسير
آوردند و به پيغمبر اكرم در مدينه ملحق شدند و انصار كسانى بودند كه از آنها حمايت كردند، ولى هنگامى كه مكه فتح شد و آن منطقه از حجاز يكپارچه در اختيار پيغمبر قرار گرفت ديگر هجرت مفهومى نداشت، از اين رو پيغمبر اكرم فرمود:
«لَا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ». [١]
جالب اينكه در روز فتح مكه برادر معاويه به نام «يزيد بن ابوسفيان» و جماعتى در گوشهاى از مكه تصميم بر مقاومت در برابر لشكر اسلام گرفتند.
پيامبر گروهى را فرستاد و آنها را در هم شكست و برادر معاويه اسير شد. خود معاويه نيز جزء طُلَقا بود.
افزون بر اين ابوسفيان نيز در روز فتح مكه همانند اسيرى همراه عباس عموى پيغمبر به خدمت حضرت رسيد و اسلام را ظاهرا پذيرفت و پيامبر او را عملا آزاد ساخت. اين موضوع با نسخه ديگرى كه از نهجالبلاغه در دست است كه به جاى «أخُوكَ» واژه «أبُوكَ» آمده سازگار است. [٢]
به هر حال نه معاويه و نه پدر و برادرش جزء مهاجران بودند و نه اطرافيان او بلكه آنها بقاياى دوران كفر و بتپرستى محسوب مىشدند اين در حالى بود كه گرداگرد على عليه السلام گروه عظيمى از مهاجران و انصار مشاهده مىشدند.
مرحوم مغنيّه در شرح نهجالبلاغه خود مىنويسد كه در اطراف معاويه كسى از مهاجران نبود و از انصار فقط دو نفر بودند كه طمع در دنيا، آنها را به پيروى از معاويه كشانده بود در حالى كه همراه امام عليه السلام نهصد نفر از انصار و هشتصد نفر از مهاجران بودند؛ لشكر معاويه را بنىاميّه و گروهى از منافقانى كه همراه ابوسفيان با رسول خدا جنگيدند تشكيل مىداد (ولى اصحاب على عليه السلام مجاهدان راستين
[١]. اين حديث در كافى از امام صادق عليه السلام از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل شده است. (اصول كافى، ج ٥، ص، ٤٤٣، ح ٥) و در كتب اهل سنّت نيز در كتاب استيعاب، ج ٢، ص ٧٢٠ و صحيح بخارى، ج ٣، ص ٢١٠ آمده است
[٢]. علّامه شوشترى در شرح نهجالبلاغه خود، ج ٤، ص ٢٦٠ اين نسخه را ترجيح داده است