پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١ - شرح و تفسير
وَلَمْ تُمَاشِهَا [١] الْهُوَيْنَى [٢])
. منظور از «اعمام»؛ (عموها و عمهها) به گفته بعضى همسر ابولهب «امجميل» و منظور از «اخوال»؛ (دايىها) «وليد بن عتبه» است؛ ولى با توجّه به اينكه «اعمام» غالباً جمع عمو است و اطلاق آن به عنوان تغليب بر عمهها كم است و «اخوال» نيز جمع است و بعيد به نظر مىرسد كه بر يك نفر اطلاق شود به علاوه «ام جميل» به قتل نرسيد، از اين رو بعضى از محققان گفتهاند: منظور در اينجا عموها و دايىهاى پدر و مادر معاويه است، بلكه گاه به تمام نزديكان پدر و مادر اعمام و اخوال مىگويند كه آنها متعدد بودهاند. [٣]
در واقع امام مىخواهد قداست خيالى معاويه را در هم بشكند و بر ادعاى او در طرفدارى از اسلام و خلفا خط بطلان كشد و به او نشان دهد كه تو باقى مانده دشمنان قسم خورده اسلام هستى و گواهش اينكه بسيارى از خويشاندان پدرى و مادرى تو در صف دشمنان اسلام بودند و در ميدانهاى جنگ به دست مسلمانان كشته شدند.
سپس امام عليه السلام در بخش آخر اين نامه به پاسخ يكى ديگر از سخنان معاويه پرداخته مىفرمايد: «تو درباره قاتلان عثمان زياد سخن گفتى بيا نخست همچون ساير مردم با من بيعت كن سپس درباره آنها (قاتلان عثمان) نزد من طرح شكايت نما تا من بر طبق كتاب اللَّه ميان تو و آنها داورى كنم»؛
(وَقَدْ أَكْثَرْتَ فِي قَتَلَةِ عُثْمَانَ، فَادْخُلْ فِيمَا دَخَلَ فِيهِ النَّاسُ، ثُمَّ حَاكِمِ الْقَوْمَ إِلَيَّ، أَحْمِلْكَ وَإِيَّاهُمْ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى)
. اين پاسخى منطقى و روشن است كه امام در مقابل بهانه قتل عثمان به معاويه
[١]. «لَمْ تُماشِها» از ريشه «مماشاة» گرفته شده كه به معناى با چيزى همراهى كردن است. و جمله «لَمْ تُماشِها الْهُوَيْنى» يعنى سستى با آن (شمشيرها) مماشات نمىكند و سازگار نيست
[٢]. «الْهُوَيْنى» همانگونه كه در نامه قبل آمده به معناى چيز كوچك، ساده و آسان است
[٣]. شرح نهجالبلاغه علّامه شوشترى، ج ٤، ص ٢٦٨