پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٨ - شرح و تفسير فراريان دنياپرست
شرح و تفسير فراريان دنياپرست
از پارهاى از جملههاى اضافى كه در كتاب تمام نهجالبلاغه ذيل اين نامه آمده استفاده مىشود كه اين نامه امام عليه السلام در واقع پاسخى بود به نامهاى كه «سهل بن حنيف» خدمت امام نوشته بود و از گروهى از مردم مدينه كه به شام فرار كرده بودند شكايت كرده بود. امام در پاسخش او را دلدارى داده نخست مىفرمايد:
«اما بعد (از حمد و ثناى الهى) به من خبر رسيده كه افرادى از قلمرو تو مخفيانه به معاويه مىپيوندند؛ هرگز از اين تعداد كه از دست دادهاى و از كمك آنان بىبهره شدهاى تأسف مخور»؛
(أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رِجَالًا مِمَّنْ قِبَلَكَ [١]
يَتَسَلَّلُونَ [٢] إِلَى مُعَاوِيَةَ، فَلَا تَأْسَفْ عَلَى مَا يَفُوتُكَ مِنْ عَدَدِهِمْ، وَيَذْهَبُ عَنْكَ مِنْ
مَدَدِهِمْ)
. آنگاه امام براى اينكه روشن سازد اينگونه افراد كسانى نيستند كه بتوان از آنان در مشكلات يارى جست و بر آنان اعتماد كرد و از دست رفتن آنها هرگز مايه تأسّف نيست مىافزايد: «اين گمراهى براى آنان بس و براى آرامش خاطر تو كافى است، كه آنها از هدايت و حق به سوى كوردلى و جهل شتافتهاند»؛
(فَكَفَى لَهُمْ غَيّاً، وَلَكَ مِنْهُمْ شَافِياً، فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَى وَالْحَقِّ، وَإِيضَاعُهُمْ [٣] إِلَى الْعَمَى
وَالْجَهْلِ)
. اشاره به اينكه آنها افراد بىشخصيت، كوردل و فاسد و مفسدى بودند كه اگر در كنار تو مىماندند نه تنها به حل مشكلات كمك نمىكردند، بلكه چه بسا مايه
[١]. «قِبَل» معانى متعددى دارد؛ به معناى نزد، حضور و همچنين به معناى توانايى آمده و در اينجا معناى اوّلاراده شده است
[٢]. «يَتَسَلَّلُونَ» از ريشه «تسلّل» به معناى خارج شدن مخفيانه است و از ريشه «سلّ» به معناى بركندن و جداساختن گرفته شده است
[٣]. «ايضاع» به معناى سرعت كردن در انجام كارى است. اين واژه به معناى فاسد كردن هم آمده است و دراينجا همان معناى اوّل يعنى سرعت اراده شده است