پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - شرح و تفسير ماجراى صفين در چند جمله
گرچه بعضى از شارحان نهجالبلاغه اين چند جمله را اشاره به خوارج نهروان مىدانند كه پس از روبهرو شدن با سپاه امام و شنيدن اندرزهاى آن حضرت، گروه زيادى از آنها متنبّه شدند و از راه ضلالت باز گشتند و به لشكر امام پيوستند و گروهى بر لجاجت خود باقى ماندند و در آن ميدان به هلاكت رسيدند؛ ولى با توجّه به آغاز اين نامه كه صريحاً از اهل شام و داستان صفين سخن مىگويد و عنوانى كه سيّد رضى نيز براى آن انتخاب كرده، اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد و به هيچ وجه پذيرفتنى نيست و بعيد نمىدانيم كه اين تعبيرات اشاره به اين باشد كه گروهى از لشكر شام بعد از آشكار شدن دورغهاى معاويه و طرفداران او درباره على عليه السلام و سپاه آن حضرت، از معاويه بريدند و به لشكر امام پيوستند، هرچند گروه بيشترى لجاجت كردند و بر انحرافات خود پافشارى كردند.
شاهد اين سخن مطلبى است كه در شرح خطبه ٥٥ از شرح نهجالبلاغه مرحوم علّامه شوشترى نقل كردهايم كه فهرستى از نام كسانى را كه در جنگ صفين به امام پيوستند ارائه مىدهد و از جماعتى از قاريان قرآن و افراد سرشناسى كه از معاويه بريدند و به سوى امام آمدند سخن مىگويد. [١]
به اين ترتيب امام عليه السلام با اين نامه كوتاه و در عين حال بسيار گويا حقايق مربوط به جنگ صفين را براى تمام كسانى كه در بلاد مختلف اسلام مىزيستند بيان فرمود و با آنها اتمام حجت كرد و در واقع جلوى سم پاشى اطرافيان معاويه و طرفداران او را گرفت.
اين نكته نيز شايان ذكر است كه علّامه شوشترى به دلايل ناموجهى در اصل صدور اين نامه از امام ترديد كرده است؛ دلايل ضعيفى كه پاسخ آن روشن است
[١]. براى توضيح بيشتر به جلد دوم شرح نهج البلاغه ما (پيام امام) صفحه ٦٢٣ در شرح خطبه ٥٥ مراجعه فرماييد و همچنين ذيل نامه ٣٢ در جلد نهم از همين كتاب