پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - شرح و تفسير
بوده بخواهد بر جاى پيغمبر اكرم تكيه زند و لباس خلافت او را در تن بپوشد.
به گفته ابن ابىالحديد اگر ما سخنان شيعه را درباره نصب على عليه السلام به خلافت در غدير خم را قبول نكنيم- كه نمىكنيم- پيامبر سخنان فراوانى در هزار مورد درباره على بيان فرمود كه مقدم بودن او را بر سايرين روشن مىسازد؛ از جمله اينكه فرمود:
«حَرْبُكَ حَرْبى؛
جنگ با تو جنگ با من است» و فرمود:
«أنا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتَ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتَ أللَّهُمَّ عادِ مَنْ عاداهُ وَوالِ مَنْ والاهُ؛
من با كسى كه با تو سر جنگ داشته باشد سر جنگ دارم و با هركس صلح كنى صلح مىكنم خداوندا! آن كس كه او را دوست دارد دوست بدار و آن كس كه او را دشمن دارد دشمن بدار» [١] آيا همه اين امور را ناديده گرفتن و به فراموشى سپردن چيزى جز ضلال مبين است؟!
جمله امام
«فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِ
...» برگرفته از تعبير قرآن مجيد است كه در سوره يونس بعد از بيان نعمتهاى واضح خداوند مىفرمايد: «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ». [٢]
در ذيل نامه ١٦ (جلد نهم همين كتاب) اين جمله را از حسن بصرى نقل كرديم كه مىگفت: چهار چيز در معاويه بود كه حتى اگر تنها يكى از آنها را داشت، موجب هلاكت (اخروى) وى مىشد: نخست اينكه امر حكومت را با شمشير به دست گرفت در حالى كه بقاياى صحابه و صاحبان فضيلت كه از او برتر بودند وجود داشتند. دوم اينكه فرزند شراب خوارش را كه لباس ابريشمين مىپوشيد و طنبور مىزد، خليفه بعد از خود كرد. سوم اينكه ادعا كرد زياد برادر من است در حالى كه پيغمبر فرموده بود: فرزند به پدر رسميش ملحق مىشود و نصيب فرد زناكار سنگ است. چهارم اينكه حجر بن عدى (آن مرد پاك ايمان)
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٨، ص ٢٤
[٢]. يونس، آيه ٣٢