پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩ - شرح و تفسير
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِيسُفْيَانَ: أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ عَلِمْتَ إِعْذَارِي فِيكُمْ، وَإِعْرَاضِي عَنْكُمْ، حَتَّى كَانَ مَا لَابُدَّ مِنْهُ وَلَا دَفْعَ لَهُ؛ وَالْحَدِيثُ طَوِيلٌ، وَالْكَلَامُ كَثِيرٌ، وَقَدْ أَدْبَرَ مَا أَدْبَرَ، وَأَقْبَلَ مَا أَقْبَلَ. فَبَايِعْ مَنْ قِبَلَكَ، وَأَقْبِلْ إِلَيَّ فِي وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابِكَ. وَالسَّلَامُ.
ترجمه
اين نامهاى است از سوى بنده خدا على اميرمؤمنان به معاويه فرزند ابوسفيان.
اما بعد (از حمد و ثناى الهى) (اى معاويه) از اتمام حجتم درباره شما و اعراضم از شما به خوبى آگاهى دارى تا آنجا كه آن حادثهاى كه چارهاى از آن نبود واقع شد و راهى براى دفع آن نبود (اشاره به ماجراى قتل عثمان است). اين داستان، طولانى است و سخن در اينجا فراوان است. گذشته گذشته است و آينده روى آورده (بنابراين سخن درباره اينگونه مسائل را بگذار) اكنون تو مأمورى از تمام كسانى كه نزد تو هستند براى من بيعت بگيرى [١] و با گروهى از يارانت (براى بيعت مستقيم با من) به سوى من بيا والسلام.
شرح و تفسير
اين نامه پانزدهمين و آخرين نامهاى است كه در نهجالبلاغه خطاب به معاويه
[١]. اين نكته قابل توجّه است كه بيعت در لغت عرب امرى طرفينى است؛ همانگونه كه بيعت كردن از سوىمردم با پيغمبر اكرم در قرآن مطرح شده، بيعت كردن از سوى پيغمبر نيز مطرح است؛ يعنى هم به بيعت و هم به قبول بيعت هر دو بيعت كردن اطلاق شده است. اين معنا در آيه ١٢ سوره ممتحنه در مورد بيعت زنان با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به خوبى منعكس است