پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠ - شرح و تفسير عيوب پنهان شدن زمامدار از ديد مردم
و نمىتوان هميشه «صدق» را در چهرههاى مختلف از «كذب» شناخت (وانگهى) تو از دو حال خارج نيستى: يا مردى هستى كه آمادگى براى سخاوت و بذل و بخشش در راه حق دارى، بنابراين دليلى ندارد كه خود را پنهان دارى و از عطا كردن حقِ واجب خوددارى كنى، و فعل كريمانهاى را كه بايد انجام دهى ترك نمايى، يا مردى بخيل و تنگ نظر هستى در اين صورت (هنگامى كه مردم تو را ببينند و اين صفت را در تو بشناسند) از بذل و بخشش تو مأيوس مىشوند و دست از تو برمىدارند. افزون بر اينها، بسيارى از حوايج مردم نزد تو، هزينهاى براى تو ندارد؛ مانند شكايت از ستمى يا درخواست انصاف در داد و ستدى.
شرح و تفسير عيوب پنهان شدن زمامدار از ديد مردم
امام عليه السلام در اين بخش از عهدنامه خود درباره لزوم رابطه نزديك ميان والى و تودههاى مردم سخن مىگويد و معايب دور ماندن او از آنها را شرح مىدهد و با دلايل مختلف روشن مىسازد كه نبايد والى خود را از مردم پنهان دارد و اگر شرائطى ايجاب كند كه از آنها پنهان شود نبايد اين پنهانى به طول انجامد.
مىفرمايد: «و اما بعد (از اين دستور) هيچگاه خود را در زمانى طولانى از رعايا پنهان مدار، زيرا پنهان ماندن زمامداران از چشم رعايا موجب نوعى كماطلاعى نسبت به امور (مردم و كشور) مىشود»؛
(وَأَمَّا بَعْدُ فَلَا تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَكَ [١] عَنْ
رَعِيَّتِكَ، فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلَاةِ عَنِ الرَّعِيَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّيقِ، وَقِلَّةُ عِلْمٍ بِالْأُمُورِ)
. در طول تاريخ بسيار ديده شده كه حواشى سلطان و اطرافيان زمامدار او را عملًا در محاصره خود قرار مىدهند و تنها اخبارى را به او مىرسانند كه موجب
[١]. «احْتِجاب» به معناى خويشتن را پنهان داشتن از ريشه «حَجْب» بر وزن «حجم» به معناى پوشانيدن آمدهاست