پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - ترجمه
وَأَفْرَطَ عَلَيْكَ سَوْطُكَ أَوْ سَيْفُكَ أَوْ يَدُكَ بِالْعُقُوبَةِ؛ فَإِنَّ فِي الْوَكْزَةِ [١] فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً،
فَلَا تَطْمَحَنَ [٢] بِكَ نَخْوَةُ [٣] سُلْطَانِكَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ)
. مىدانيم مطابق آنچه فقها از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده كردهاند، قتل بر سه نوع است:
يكم: قتل عمد و آن در جايى است كه قصدِ جانى، كشتن طرف مقابل باشد و يا اينكه به سراغ كارى برود كه غالباً منجر به قتل مىشود، هرچند قصد او قتل نباشد مانند ضربه سنگينى بر مغز وارد كردن كه غالباً سبب قتل مىشود و اگر جانى قصد قتل هم نداشته باشد محكوم به قصاص است. مگر اينكه صاحبان خون و جانى بر ديه توافق كنند.
دوم: قتل شبه عمد است و آن در جايى است كه انسان كارى انجام مىدهد كه غالباً سبب قتل نيست و قصد او هم قتل نيست؛ ولى اتفاقاً منجر به مرگ مىشود؛ مانند اينكه كسى سوزنى به بدن ديگرى وارد مىكند و بر اثر آن، به طرف شوك وارد مىشود و مىميرد اين را شبه عمد مىگويند. بسيارى از تصادفهاى وسايل نقليه در جادهها از همين قبيل است و حكم آن تعلق ديه در مال جانى است.
سوم: قتل خطاى محض است و آن اينكه انسان، دست به كارى مىزند كه هيچ ارتباطى به شخص مقتول نداشته؛ اما بر اثر عواملى، شخص مقتول هدف واقع مىشود و از بين مىرود. مثل اينكه شخصى براى شكار كردن تيرى به سمت راست رها مىكند اما اين تير به سنگيى خورده كمانه مىكند و به فردى خورده او را مىكشد اين را خطاى محض مىگويند و حكم آن تعلق ديه به عاقله است.
[١]. «وَكْزَة» به معناى مشت زدن از ريشه «وَكْز» بر وزن «مغز» به معناى زدن و عقب راندن گرفته شده است
[٢]. «لا تَطْمَحَنَّ» از ريشه «طُموح» و «طمْح» بر وزن «سهم» بهمعناى بالا بردن و تكبر كردن گرفته شده و در عبارت بالا به معناى كبر و غرور است
[٣]. «نَخْوَة» به معناى تكبر است