پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - ترجمه
شدند و جريان ورود اشتر به قصر را به او خبر دارند و گفتند: او ما را زد و از قصر بيرون كرد. ابوموسى وحشتزده از منبر پايين آمد، داخل قصر شد و اشتر به او فرياد زد:
«أُخْرُجْ مِنْ قَصْرِنا لا أُمَّ لَكَ أَخْرَجَ اللَّهُ نَفْسَكَ فَوَاللَّهِ إنَّك لَمِنَ الْمُنافِقِينَ قَديماً؛
اى بىمادر از قصر ما بيرون شو! خدا جانت را بيرون آورد به خدا تو از قديم از منافقان بودى!» [١] ابو موسى ترسيد و گفت: يك امشب را به من مهلت بده! اشتر گفت: مانعى ندارد؛ ولى تنها حق دارى وسايل خود را با خود ببرى و نمىتوانى امشب را در قصر بخوابى. مردم نيز وارد قصر شدند كه وسايل ابوموسى را غارت كنند. مالك اشتر آنها را از قصر خارج كرد وگفت: من ابوموسى را از قصر بيرون كردم (نياز به دخالت شما ندارم) مردم از او دست برداشتند. [٢]
سپس امام عليه السلام در ادامه اين نامه مىفرمايد: «اين فتنه (فتنه جمل) به آن آسانى كه تو فكر مىكنى نيست، بلكه حادثه بزرگى است كه بايد بر مركبش سوار شد و سختىهايش را هموار كرد و كوه مشكلاتش را صاف نمود»؛
(وَمَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى [٣] الَّتِي تَرْجُو، وَلَكِنَّهَا الدَّاهِيَةُ [٤] الْكُبْرَى، يُرْكَبُ جَمَلُهَا، وَيُذَلَّلُّ صَعْبُهَا
وَيُسَهَّلُ جَبَلُهَا)
. اشاره به اينكه اگر جلوگيرى كردن از مردم براى شركت به جهاد با شورشيان بصره به گمان اين است كه مسأله مهمى نيست و به زودى حل مىشود اشتباه بزرگى كرده؛ بايد با قوت و قدرت آتش اين فتنه را خاموش كرد و ناهموارىها را هموار ساخت و اين كار نياز به عزم عمومى مردم و شركت همگانى در جهاد
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٤، ص ٢١
[٢]. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٥٠١، حوادث سال ٣٦
[٣]. «الهُوَيْنَى» مصغر «هَوْنى» بر وزن «مولى» و آن هم مؤنث «أهْون» و «اهْون» به معناى سستتر و آسانترو آرامتر است، بنابراين «هوينى» به معناى چيز كوچك و ساده و آسان است
[٤]. «الدّاهِيَة» به معناى حادثه عظيم و مصيبت سخت است. از ريشه «دَهْو» بر وزن «محو» به معناى كسى را به مصيبتى گرفتار ساختن گرفته شده است