پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - شرح و تفسير خواب آشفته مىبينى!
و گوشت تو را آب مىكرد»؛
(وَأُقْسِمُ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَوْ لَابَعْضُ الِاسْتِبْقَاءِ [١]، لَوَصَلَتْ إِلَيْكَ
مِنِّي قَوَارِعُ [٢]، تَقْرَعُ الْعَظْمَ وَتَهْلِسُ [٣] اللَّحْمَ)
. اشاره به اينكه اگر از جنگ با تو چشم مىپوشم و فعلًا مدارا مىكنم نه براى آن است كه عِدّه و عُدّه كافى ندارم، بلكه به علت آن است كه بيم دارم در اين درگيرى مؤمنان باارزشى از ميان بروند و اعتقاد مردم متزلزل شود و زحمات پيغمبر صلى الله عليه و آله كمرنگ گردد. منظور از جمله
«لَوْ لَابَعْضُ الِاسْتِبْقَاءِ»
همين است.
بعضى ديگر از شارحان نهجالبلاغه مانند ابن ابى الحديد براى اين جمله احتمال ديگرى ذكر كردهاند و آن اينكه منظور از اين ضربات كوبنده كه استخوان را خُرد و گوشت را آب مىكند سخنانى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره فجايع بنىاميّه و رسوايىهاى آنان است كه اگر امام فاش مىكرد آنها را در هم مىكوبيد.
سپس مىافزايد: اماميه معتقدند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله امور مربوط به زنانش را بعد از رحلت خود به دست على عليه السلام سپرد و به او اجازه داد كه هر كدام از آنان كه (مسير خلافى را پيمودند و) آن حضرت مصلحت ديد، ارتباط آنان را با پيغمبر اكرم قطع كند. از جمله مىتوانست ارتباط «ام حبيبه»؛ (همسر پيغمبر و خواهر معاويه) را از پيغمبر قطع كند و از حالت ام المؤمنين خارج شود و ازدواج با او براى مردان امت جايز باشد و اين را مجازاتى براى معاويه برادرش و مجازاتى براى خودش (ام حبيبه) قرار دهد، زيرا «ام حبيبه» همانند برادرش معاويه بغض على را در دل داشت و اگر على عليه السلام اين كار را مىكرد معاويه را در انظار عموم در هم مىكوبيد.
[١]. «اسْتِبقاء» به معناى باقى گذاشتن چيزى است و گاه به معناى رحم كردن نيز آمده است
[٢]. «قَوارِع» جمع «قارعة» به معناى حادثه سخت و كوبنده است، از ريشه «قرع» به معناى كوبنده گرفته شده است
[٣]. «تَهْلِسُ» از ريشه «هَلْس» بر وزن «درس» به معناى بيمارى سل است، بعضى از ارباب لغت نيز «هلاس» را به معناى بيمارىهايى كه سبب لاغرى مىشود گرفتهاند و از آنجايى كه بيمارى سل شخص مبتلا را كاملًا لاغر مىكند، در مورد اين بيمارى به كار رفته است